خرید بک لینک
آموزشگاه کافی شاپ
آموزشگاه شیرینی پزی
آموزشگاه آشپزی در تهران
تور دبی
ویزای تایوان
خرید توتون توتون
اسلام
اسلام
نوشته شده در تاريخ ۱۷ مهر ۱۳۹۸ توسط مرتضي | نظرات (0)

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حديثي مي فرمايند : شستن صورت ها و دست ها و مسح سر و پاها در وضو، رازي دارد. شستن صورت در وضو، يعني خدايا! هر گناهي كه با اين صورت انجام دادم، آن را شست وشو مي كنم تا با صورت پاك به جانب تو بايستم و عبادت كنم و با پيشاني پاك سر بر خاك بگذارم.


 

شستن دست ها در وضو، يعني خدايا! از گناه دست شستم و به واسطه گناهاني كه با دستم مرتكب شده ام، دستم را تطهير مي كنم.

مسح سر در وضو، يعني خدايا! از هر خيال باطل و هوس خام كه در سر پرورانده ام، سرم را تطهير مي كنم و آن خيال هاي باطل را از سر به دور مي اندازم.

ادامهم طلب



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۲ تير ۱۳۹۸ توسط مرتضي | نظرات (0)

چرا در ميان اين‌همه ثواب‌ها، ثواب پياده‌روي اربعين آزاد كردن برده و اسير قرار داده‌شده است؟! در اين مطلب استاد پناهيان در مورد كار بزرگي كه افراد با پياده‌روي اربعين انجام مي‌دهند؛ صحبت نموده است. 
• در پياده‌روي اربعين هر قدم ثواب آزادي يك اسير دارد. 
• در پياده‌روي كربلا آدم دعاي مستجاب پيدا مي‌كند.

 

ادامه مطلب

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۲ تير ۱۳۹۸ توسط مرتضي | نظرات (0)

• اسم در نزد اهل لغت و اهل معرفت يعني چي؟ 
• اسم ذات احتياج به اسم ديگر دارد. 
• "الله" يعني خود اون ذات. نه لفظي كه دلالت بر اون ذات مي‌كند. 
• لفظ شريف "هو" يعني اون هويت مطلقه. 
• لفظ شريف "الله" ذاتي را نشان مي‌دهد كه قابل وصف نيست.(ذات نامحدود) 
• اصلاً "الله" رو نمي‌شه به چيزي ترجمه كرد و معنا كرد. چرا؟ 

 

ادامه مطلب



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ توسط مرتضي | نظرات (0)

راههاي ثبوت اول ماه س۱. آيا كسي كه مرجع تقليد ديگري دارد در ثبوت اول ماه مي تواند به مقام معظم رهبري رجوع كند؟ راههاي ثبوت اول ماه چيست؟ ج. اصل ثبوت رؤيت هلال ماه، تقليدي نيست، بلكه اگر شخص از گفته و اعلام نظر يك مرجع تقليد، اطمينان به رؤيت ماه پيدا كند، بايد ترتيب اثر دهد؛ در هر صورت اول ماه به پنج چيز ثابت مي شود: اول: آنكه خود انسان ماه را ببيند. دوم: عده اي كه از گفته آنان اطمينان پيدا مي شود بگويند ماه را ديده ايم و همچنين است هر چيزي كه به واسطه آن اطمينان پيدا شود. سوم: دو مرد عادل بگويند كه ماه را ديده ايم، چهارم: سي روز از اول ماه بگذرد. پنجم: حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است. ملاك رؤيت هلال س۲. رؤيت ماه نو با ابزار چه حكمي دارد آيا رويت تصوير هلال ماه با استفاده از دوربين مخصوص و انعكاس نور و بازخواني اطلاعات ضبط شده توسط رايانه، براي اثبات اول ماه كفايت مي كند؟ ج. رؤيت با وسيله، فرقي با رؤيت به طريق عادي ندارد و معتبر است. ملاك آن است كه عنوان رؤيت محفوظ باشد. پس رؤيت با چشم و با عينك و با تلسكوپ محكوم به حكم واحدند. اما در مورد انعكاس به رايانه كه درآن صدق عنوان رؤيت معلوم نيست محل اشكال است. حدس به رؤيت از گفته ديگران س۳. اگر از گفته عده‌ اي حدس بزنيم كه فردا عيد فطر است، آيا مي‌ توانيم روزه بگيريم؟ ج. تا هنگامي‌ كه براي شخص اطمينان پيدا نشود كه فردا عيد فطر و اول شوال است، نمي‌ تواند روزه را افطار كند. اتحاد افق و ملاك آن س۴. آيا اتحاد افق در رؤيت هلال شرط است يا خير؟ ج. بلي شرط است. س۵. هم افق به چه معني مي‌‌باشد و نقاط هم افق چه نقاطي هستند؟ ج. مراد از «هم افق» مكاني است كه از لحاظ امكان يا عدم امكان رؤيت با شهر مورد نظر، همسان باشد. رؤيت هلال در بلاد شرقي س۶. اگر در شهري شرقي ماه ديده شود براي همه ي شهرهاي غربي هم اول ماه ثابت ميشود؟ و يا اين به فاصله ي دو شهر بستگي ندارد؟ واگر مثلا كسي در ژاپن كه جزو شرقي ترين كشور ها است ماه را ببيند براي كل دنيا اول ماه ثابت ميشود؟ ج. اتحاد افق در رؤيت هلال شرط است و مقصود از اتحاد افق، شهرها و يا كشورهايي است كه از جهت احتمال رؤيت هلال و عدم احتمال رؤيت يكسان باشند وتشخيص آن با مكلف است. اعلام رؤيت هلال از راديو و تلويزيون س۷. اگر هلال ماه شوال در يك شهر ديده نشود، ولي تلويزيون و راديو از حلول آن خبر دهند، آيا كافي است يا تحقيق بيشتري واجب است؟ ج. اگر مفيد اطمينان به ثبوت هلال گردد يا صدور حكم به هلال از طرف ولي فقيه باشد، كافي است و نيازي به تحقيق نيست. اختلاف نظر مراجع تقليد در ثبوت عيد فطر س۸. اگر بين مراجع تقليد در ثبوت عيد فطر، اختلاف پيش آيد، وظيفه مكلف چيست؟ آيا هر مقلّد بايد به نظر مرجع تقليد خود مراجعه كند؟ ج. در ثبوت اول ماه تقليد راه ندارد، بلكه اگر شخص از گفته و اعلام نظر مرجع تقليد، اطمينان به رؤيت ماه پيدا كند، بايد روزه خود را افطار كند و اگر شك داشت، بايد آن روز را روزه بگيرد. تبعيت از دولت غير اسلامي‌ در رؤيت هلال س۹. اگر تبعيت از اعلام رؤيت هلال توسط يك دولت جايز شد، و آن اعلام معياري علمي‌ براي ثبوت هلال سرزمين‌هاي ديگر را تشكيل دهد، آيا اسلامي‌ بودن آن حكومت شرط است، يا اين‌كه عمل به آن حتي اگر حكومت ظالم و فاجر هم باشد، ممكن است؟ ج. ملاك در اين مورد، حصول اطمينان به رؤيت در منطقه‌ اي است كه نسبت به مكلّف كافي محسوب مي‌ شود. نماز عيد در عصر غيبت س۱۰. به نظر جناب‌عالي، نماز عيد فطر و قربان و نماز جمعه، از كدام نوع از واجبات است؟ ج. در عصر حاضر نماز عيد فطر و قربان واجب نيست، بلكه مستحبّ است، ولي نماز جمعه واجب تخييري است. خطبه نماز عيد فطر س۱۱. آيا ايراد خطبه توسط امام در نماز عيد فطر واجب است؟ ج. واجب نيست؛ بلكه اگر در زمان غيبت امام معصوم عليه السلام رجاء به جماعت بخوانند، دو خطبه بعد از آن را رجاء به جا مي آورند؛ و ترك اين خطبه ها در زمان غيبت، جايز است . مكان نماز عيد فطر س۱۲. خواندن نماز عيد فطر در مسجد و زير سقف افضل است يا زير آسمان؟ ج. كراهت دارد نماز عيد را زير سقف بخوانند. ايراد خطبه قبل از نماز عيد س۱۳. اگر در نماز عيد فطر خطبه ها را قبل از نماز بخوانند (زيرا بعد از نماز مردم پراكنده ميشوند)، آيا نماز باطل ميشود؟ ج. جايز نيست خطبه هاي نماز عيد قبل از نماز خوانده شود؛ و ترك خطبه ها نيز در زمان غيبت جايز است.

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۲ اسفند ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

نماز ميت
نماز ميت، ركوع، سجود، تشهد و سلام ندارد و براي خواندن آن نيازي به وضو، غسل، تيمم يا پاكي بدن نيست هرچند رعايت شرايط ساير نماز‌هاي واجب بهتر است. نماز ميت را مي‌توان به جماعت خواند، هرچند خود مأمومين لازم است تكبير‌ها و دعا‌ها را بخوانند.
 
نماز ميت، واجب كفايي است. پس از اينكه فردي از مسلمانان از دنيا رفت بر ساير پيروان اين دين واجب است كه متوفا را غسل داده، پس از كفن كردن بر او نماز ميت بخوانند و او را دفن كنند. اگر فردي اقدام به اين كار‌ها كرد، وجوب از بقيه افراد ساقط مي‌شود.
 
احكام نماز ميت
* واجب است بر هر ميّت مسلمان و بالغ نماز بخوانند و بر بچّه نابالغ اگر كمتر از شش سال نداشته باشد نيز احتياط واجب آن است كه نماز بخوانند.
 
* نماز ميت بايد بعد از غسل و حنوط و كفن كردن خوانده شود و اگر پيش از اين ها، يا در بين اين‌ها بخوانند باطل است، هرچند از روي فراموشي يا ندانستن مسأله باشد.
 
* در نماز ميت، وضو و غسل يا تيمّم و پاك بودن بدن و لباس شرط نيست؛ ولي احتياط مستحب آن است كه تمام اموري را كه در نماز‌هاي ديگر لازم است رعايت كنند.
 
* واجب است نماز ميّت را رو به قبله بخوانند و نيز احتياط واجب آن است كه ميّت را مقابل نمازگزار به پشت بخوابانند بطوري كه سر او به طرف راست نمازگزار و پاي او به طرف چپ نمازگزار باشد.
 
* مكان نمازگزار بايد از جاي ميت پست‌تر و بلندتر نباشد، ولي مختصر پستي و بلندي اشكال ندارد، همچنين نمازگزار نبايد از ميّت دور بايستد، ولي كساني كه به جماعت مي‌خوانند اگر دور باشند و به صف اتّصال داشته باشند اشكالي ندارد.
 
* نمازگزار بايد در مقابل ميّت بايستد و پرده و ديواري حائل نباشد، ولي گذاردن ميّت در تابوت و مانند آن، اشكال ندارد.
 
* نماز ميت را بايد ايستاده و با قصد قربت بخواند و در موقع نيّت، ميّت را معيّن كند مثلاً نيّت كند «نماز مي‌خوانم بر اين ميّت قربة الي اللّه» و اگر كسي نباشد كه بتواند نماز ميّت را ايستاده بخواند بايد نشسته بر او نماز خواند.
 
* هرگاه ميّت وصيّت كرده شخص معيّني بر او نماز بخواند، عمل به وصيّت او واجب است و لازم نيست از ولي اجازه بگيرد، هرچند احتياط مستحب آن است كه اجازه بگيرد.
 
* مكروه است بر ميّت چند مرتبه نماز بخوانند، بلكه اگر يك نفر چند مرتبه بخواند محلّ اشكال است، ولي اگر ميّت اهل علم و فضل و تقوا باشد مكروه نيست.
 
* هرگاه ميّت را عمداً يا از روي فراموشي يا به جهت عذري بدون نماز دفن كنند، يا بعد از دفن معلوم شود نمازي كه بر او خوانده شده باطل بوده است، واجب است با همان ترتيب به قبرش نماز بخوانند.
 
طريقه خواندن نماز ميت
 
* نماز ميت پنج تكبير دارد و اگر نمازگزار پنج تكبير به اين ترتيب بگويد كافي است:
بعد از نيت و گفتن تكبير اول بگويد:
أشْهَدُ أنْ لا إِلهَ إلاَّ اللهُ وَأنَّ مُحَمَّداً رَسوُلُ الله
بعد از تكبير دوم بگويد:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد
و بعد از تكبير سوم بگويد:
اَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ
و بعد از تكبير چهارم، اگر ميت مرد است بگويد:
اَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِهذا الْمَيِّتِ
و اگر زن است بگويد:
اَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِهذِهِ الْمَيِّتِ
و بعد تكبير پنجم را بگويد و بهتر است بعد از تكبير اول بگويد:
أشْهَدُ أنْ لا إِلهَ إلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَأَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشْيراً وَنَذِيراً بَيْنَ يَدَي السَّاعَةِ
و بعد از تكبير دوم بگويد:
اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَبَارِكْ عَلي مُحَمَّد وَآلَ مُحَمَّد وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّد كَأفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ وَبَارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلي إبْرَاهِيمَ وآلِ إِبْرَاهِيم إنَّك حَمِيدٌ مَجِيدٌ وَصَلِّ عَلي جَمِيعِ الأَنْبِيَاءِ والْمُرْسليِنَ وَالشُّهَداءِ وَالصِّدّيقِينَ وَجَمِيعِ عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِين؛ و بعد از تكبير سوم بگويد:
اَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ وَالْمُسْلِمينَ وَالْمُسْلِماتِ الأَْحْيَاءِ مِنْهُمْ وَالأَْمْوَاتِ تَابِع بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ بِالْخَيْرَاتِ إِنَّكَ مُجِيبُ الدَّعَوَاتِ إِنَّكَ عَلي كُلَّ شَيْء قَدِير؛ و بعد از تكبير چهارم اگر ميت مرد است، بگويد:

 

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۲ اسفند ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

... ما تشنه ي تو هستيم. ما كشته ي تو هستيم. "مرده ي اوييم و بدو زنده ايم" نظامي خيلي قشنگ گفته كه :
"ما كه نظر بر سخن افكنده اييم                    مرده ي اوييم و بدو زنده ايم "
آدم وقتي مرده ي كسي ميشه، زنده ي اونم هست. مي تونيم بگيم : من كشته ي تو هستم، من مرده ي تو هستم، من زنده تو هستم. چرا ؟ براي اينكه اين كشتگيه كه منو زنده مي كنه.
"اقتلوني اقتلوني يا ثقات                    ان في القتلي حياه في الحياة"
منو بكشيد! اين هواهاي نفساني ماست كه مارو كشته!
"زنده كدام است بر هوشيار                     آن كه بميرد به سر كوي يار"
شما زنده تر از امام حسين (ع) در عالم سراغ داريد؟ زنده مگه كيه ؟ اونيه كه صاحب اثره. كي مي تونيه اين همه خيرات و بركات داشته باشه، در زير خاك خفته باشه؟ خفته نيست! زندست! زندست كه اين قدراثر داره؛ زندست كه اين قدر همه رو دور هم جمع ميكنه. اشك شوق بباريد. ما كه به خاطر او گريه نمي كنيم. ما كه به احوالات او گريه نمي كنيم كه. او در منتهي درجه اي از سعاتي است كه اونجا فرشتگان غبطه مي خورند به حال او. رشك بهشت برينه. حالا من بشينم بگم كه اي واي مثلا من غصه امام حسين(ع) رو بخورم؟! امام حسين (ع) غصه همه ي ماها رو خورده.
خواستم بگم "السلام عليك يا اباء عبدالله" ، ديدم كه او داره به ما سلام مي كنه! ما كجا مي تونيم؟ ما از عالم سلام نيستيم. ما اصلا رسيديم به اون سلام؟ كه:
"هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ"
سلام نام خداست. من چه سلامي بتونم بكنم؟ سلام او رو من مي تونم برسونم. امام حسين (ع) مي تونه به ما سلام بكنه. چرا ؟براي اينكه او سلامتي آورد براي ما. او تصلي داد. او داره ميگه كه غصه نخوريد. غصه نخوريد كه عشق هست. غصه نخوريد كه يك چنين عالمي است كه ببينيد ، بياموزيد كه چنان عالمي است كه ما بخاطرش رقص كنان زير شمشير مي ريم. ببينيد چه خبره اون عالم. ببنيد چشمشون به چه مقامي افتاد كه:
"زير شمشير غمش رقص كنان بايد رفت                    كان كه شد كشته او نيك سرانجام افتاد"
چرا اينقدر مشتاق بودند؟ چرا اينقد شاعق بودند؟ به ما درس دادن كه تو اين بدن نيستي. نترس از اين مرگ!
اين مرگ در حقيقت خروج تو از زندان اين عالمه. فكر نكن تو اين دست و پا هستي. صد هزار دست و پاي ديگه هست در عالم بهت ميدن. فكر نكن تو عمري داري. دو مرتبه صد هزار جواني و صد هزار عمر تازه بهت ميدن.
اينو امام حسين(ع) داره ميگه: بياموز از من. ببين اين عمل من نشانه اين است كه تو مي توني ايمان بياري به حقيقت عشق.اگر كه همه دروغ گفتند من راست ميگم. اگر همه گفتند و نكردند؛ من يك نفر مي كنم. تا بدوني كه راسته. تا بدوني كه درسته.
بنابراين سلام اوست كه بر ماست. و تسليت اوست كه بر ماست. او دل عزادار مارو كه ما عزاي حسين(ع) داريم؛ معنيش اين نيست كه داريم براي اون عزاداري مي كنيم.يعني ما عزاي رسيدن به اونو داريم.
ميگن فلان كس عزاي يه باغ داره! يعني دلش باغ مي خواد. عزا كه به معني داغ كه نيست كه به جيگر ما بذارن. اين مراسم عاشورا و مراسم ايام محرم همه نشانه عشق و اميده. ما مي رقصيم وسط خيابون از عشق او، از شوق او، گريه مي كنيم نه براي اينكه مثلا اون آب دادن يا ندادن! اون غرق در آب بود.
"غرق عشقي‌ام كه غرقست اندرين                    عشقهاي اولين و آخرين"
بلكه او در حقيقت، دست مارو گرفته كه تو اگر در اين عالم غصه داري، ناراحتي داري، مي ترسي، بيا در حضور من تا من بهت بگم كه هيچ غصه اي نبايد بخوري! بنابرين گريه ي ما گريه ي شوقه كه :
"تو كجايي تا شوم من چاكرت                    چارقت دوزم كنم شانه سرت"
من دلم مي خواد مثل تو باشم. يه گوشه ابروي تو رو مي تونم بهش برسم لااقل. و مي تونيم ما هممون درس بگيريم.

 

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۵ اسفند ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

باشگاه خبرنگاران جوان؛ بنا به گفته مراجع، هنگامي كه نماز جماعت برپا است، شايسته نيست كه مؤمني در كنار نماز جماعت، نماز خود را به صورت فردي بخواند به طوري كه به نماز جماعت بي احترامي شود.
 
سؤال: بعضي از اشخاص هنگام برپايي نماز جماعت، اقدام به خواندن نماز فرادي مي كنند، اين كار چه حكمي دارد؟
 
حضرت آيت الله خامنه‌اي
 
اين عمل اگر تضعيف نماز جماعت و اهانت و بي‌احترامي به امام جماعتي كه مردم اعتماد به عدالت او دارند، محسوب شود، جايز نيست.
 
حضرت آيت الله بهجت
 
نمازش صحيح است، اگر هتك احترام جماعت يا امام آن نباشد.
 
حضرت آيت الله مكارم شيرازي
 
در صورتي كه توهين با امام جماعت يا هتك نماز جماعت محسوب شود، حرام است و مي تواند قبل يا بعد بخواند.
 
حضرت آيت الله سيستاني
 
اگر مستلزم هتك امام باشد و او مستحق هتك نباشد حرام است، ولي نماز صحيح است.
 
 حضرت آيت الله فاضل لنكراني
 
اگر هتك حرمت جماعت محسوب شود، حرام است؛ و نيز چنانچه ملازم با تفسيق عملي امام جماعت باشد.
 
 
 
حضرت  آيت الله صافي گلپايگاني
 
 اين مسئله به دو صورت قابل وقوع است: گاه كسي كه نماز را فرادي مي‌خواند، شخص غريب است كه امام جماعت را نمي‌شناسد در اين صورت فرادي خواندن او تفسيق امام جماعت شمرده نمي‌شود بلكه ظاهر امر، نشناختن و عدم معرفت به حال او (امام جماعت) است، پس اگر فرادا بخواند اشكال ندارد. اما  اگر كسي باشد كه امام جماعت را مي شناسد مثل اينكه اهل آن محل است در اين صورت مداومت او بر فرادا خواندن نماز، تفسيق (فاسق دانستن) عملي او (امام جماعت) است و جايز نيست و نماز فرادي هم اشكال دارد.

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

الهي به آبروي ابي عبد الله(ع) قسمت ميدم ماها رو از خودت و از دينت و از اهل بيت و از روحانيت جدا مگردان! ]جمعيت:[الهي العامين
من شايد خدا لطف كرده باشه قريب به سي سفر از نجف پياده اومدم كربلا. سالي پنج دفعه ميومديم. الانم آقايون ميان، علما، مراجع، طلبه ها، فضلا، مدرسين از نجف. سالي پنج تا زيارت مخصوصه داره آقا سيد الشهدا (ع) : اول رجب و نيمه رجب و نيمه شعبان و عرفه و اربعين. اين پنج تا زيارت مخصوصه. ده تا ده تا، بيست تا بيست تا باهم ميشن؛ يه خورده نون ميدن به اين نونواهه خشك ميكنه. تو يه كيسه ميكنن. يه خورده هم ماست و نعنا قاطي هم ميكنن. يه كاسه هم ور مي دارن و يه قاشق و يه خورده نمك. قبا عبا شونم در ميارن تا مي كنن ميزارن تو اين كوله پشتيه. كوله پشتيه هم پشت مي گيرن نعلين ها را هم ميذارن توش. يه خورده كه از شب ميگذره؛ از تو مدرسه ها و خونه ها ميان بيرون ميرن تو حرم اميرالمومنين. سلامي به آقا مي كنن و ميگن: علي (ع) داريم مي ريم كربلا، امري نداري آقا؟ داريم مي ريم كنار قبر ابي عبدالله (ع) .
اينها ميان كوفه. گاهي بعضيا از راه خشكي ميان؛ راه كوفه بياي هفده فرسخه سه روز تو راه هستن! اينا سيزده فرسخه. خيلي از كنار فرات و اينا ميومديم. سه روز تو راه بوديم. روزي شش فرسخ -يخورده كمتر- مي اومديم. چه حال خوشي! تو راه بحث ميكنن؛ حديث براي هم مي خونن؛ مطالب ديني براي هم ديگر ميگن؛ دور همديگر ميشينن؛ واقعا انسي ـست. يه انس ديني و انس معنوي عالي خوبي.
يه تكه هم براتون بگم اوني كه ديدم :تو راه وقتي آدم مياد؛ اين عرب ها مضيف درست كردن. مضيف يعني مهمون خونه. تشريفاتي نيست. چهار تيكه حصير رو هم انداختن. يه تيكه حصير هم پهن كردن. مهمون خونشونه! دوره ي سال بيچاره برنج مي كاره! برنجش را ميذاره كنار. به بچه هاش نون ميده و خرما. تو اون هواي گرم! عوض هندونه آب فرات، عوض خورشت خرماها، مي گيرن ميخورن . يه خورده هم نون ميخورن. يه خورده برنج كه دارن؛ ميگه صبر كنيد اين زواراي سيد الشهدا(ع) بيان. آقا اين زواراي ابي عبدالله (ع) كه ميان؛ ده تا، بيست تا، اين آقايون اهل علم غير اهل علم -به التماس خدا شاهده- ميان جلوي اينها. اينها رو مي برن يه لقمه غذا درست ميكنن؛ ميزارن جلو اينها. بالا سر اينها وايميستن. فانوس دست مي گيرند. -چراغ برق و اينا خب ندارن- فانوس دست ميگيرن. ظرف دوغ و آب دست مي گيرن به اينها ميدن، آقا وقتي اينها خوردن هرچي موند اينارو بر ميدارن. حتي تو اون جمعيت دورشون به هر كدوم يه خورده ميدن. ميگن اينارو بخوريد. اينا از باقي مونده هاي زوارهاي سيد الشهد (ع)است. اين چه حسن نيتي ـست؟ اين چه اخلاصي ـست؟ اين چه عقيده اي ـست؟ اين چه ايماني ـست؟ اين چه صفاي دروني ـست؟ اين چه دلي ست؟ خوشا به حال آنها!
يه دفعه: تابستونا شب راه ميرن؛ روز ميخوابن زير نخلا. نميشه راه برن كه گرمه! اول مغرب شد. نماز مغرب عشا مون رو خونديم. يه خورده هم نون دوغ خودمون درست كرديم خورديم و راه افتاديم بريم؛ براي كي؟ براي زيارت اربعين. -شلوغ ترين زيارتي ها- دو هزار تا موكب مياد و دسته از اطراف عراق مياد. آقا رسيدن كربلا تو صحن، ديدن جا نيست؛ خيلي شلوغه. ....

 

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

با بررسي دقيق ادله­اي كه در مورد اذان نزد اهل­سنت است، به اين نتيجه مي­رسيم كه دست تحريف و جعل در اين شعار مهم مسلمين رخ داده كه درپي غصب خلافت با كاري پيوسته و حمايتهاي گسترده روي داده است.
فقرات اذان از نظر اهل­سنتاذان در نزد اهل سنت نزد پيروان مكاتب فقهي اهل­سنت اختلافي است. حنفيه و شافعيه و حنبليه معتقدند كه فقرات اذان به اين صورت است:
اللّه أكبر اللّه أكبر
اللّه أكبر اللّه أكبر
أشهد أن لا إله إلّا اللّه
أشهد أن لا إله إلّا اللّه
أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه
أشهد أنّ محمّدا رسول‌اللّه
حيّ على الصّلاة
حيّ على الصّلاة
حيّ على الفلاح
حيّ على الفلاح
اللّه أكبر
اللّه أكبر
لا إله إلّا اللّه
اما مالكيه تكبير اذان را دو بار مي­دانند نه چهار بار. همچنين اهل­سنت در اذان نماز صبح بعد از حي علي الفلاح دو مرتبه الصلاه خير من النوم مي­گويند. همچنين حنابله اذان را واجب كفائي دانسته ولي ديگر فرق اذان را مستحب موكد مي­دانند.[1]
تشريع اذاناهل سنت نيز براي تشريع اصل اذان از آيات و روايات و اجماع استفاده مي­كنند.[2]كه اختلاف آنها با تشيع در برخي رواياتي است كه در سبب تشريع اذان گفته­اند كه مردم مدينه براي آگاه شدن از وقت نماز مشكل داشتند و پيامبر(ص) با ايشان به مشورت پرداخت. پيشنهاد ناقوس و بوق و دف و روشن كردن آتش و نصب كردن پرچم به پيامبر(ص) داده شد كه علامت نصاري و يهود و روميان و مجوسيان بود ولي پيامبر(ص) انها را قبول نكرد و در حالي كه پيامبر(ص) با مشورت به نتيجه­اي نرسيده بودند، عبدالله بن زيد در روياء و يا بين خواب و بيداري فرشته­اي را ديد كه به او اذان و اقامه را ياد داد. سپس او اين جريان را به پيامبر(ص) بازگو كرد و ايشان دستور دادند تا بلال آن را فرابگيرد و براي اعلام وقت نماز بگويد.[3]
با اين حال اين همان حديثي است كه در سيره حلبيه از كتب اهل­سنت توسط محمد بن حنفيه(ره) و كتاب المستدرك علي الصحيحين به نقل از امام حسن مجتبي(ع) تكذيب شده است.[4] امام حسن(ع) فرمودند: اذان برتر از اين حرفهاست. جبرئيل در آسمان اذان را دو مرتبه و اقامه را يك مرتبه مي­گفت و پيامبر(ص) مي­آموخت.[5] متقي هندي در كنز العمال از زيد بن علي(ع) از پدرانش(ع) از اميرالمومنين علي(ع) نقل مي­كند كه فرمودند: به رسول خدا(ص) در شب معراج اذان آموخته شد و نماز براو واجب گشت.[6]
در روايتي متناقض با ديگر روايات در منابع اهل­سنت، بعد از بحث مسلمانان درباره حل مشكل، عمر بن خطاب اذان و اقامه را پيشنهاد مي­كند و پيامبر(ص) به بلال دستور مي­دهد تا آن را در اوقات نماز بگويد.[7] در روايتي ديگر اين خواب را هم عبدالله بن زيد ديده و هم عمربن خطاب!![8]
جعل و دستبرد در اذانفقره الصلاه خير من النوم در اذان صبح توسط عمر جعل شد و فقره حي علي خير العمل از اذان حذف شده­است. علتهاي مختلفي براي اين مطلب ذكر شده، از جمله اينكه عمر فكر كرد كه اگر اين فقره در اذان باشد مردم به جهاد نخواهند رفت و موجب تضعيف لشگر اسلام مي­شود به همين دليل روزي عمر آن را منع كرد[9]و گفت: اي مردم! سه چيز در زمان پيامبر(ص) بود كه من از آن نهي كرده و حرام مي­كنم و بخاطر آن شكنجه مي­كنم و آن سه عبارتند از متعه زنان، حج تمتع، حي علي خير العمل.[10]در حالي كه حلبي و ...نقل مي­كند كه عبدالله بن عمر و امام زين العابدين(ع) و بسياري از صحابه و تابعين حي علي خير العمل مي­گفتند.[11] در مورد اضافه كردن الصلاه خير من النوم نيز گفته شده كه موذن براي اذان صبح نزد عمر آمد اما عمر خواب بود. موذن او را بيدار كرد و گفت: الصلاه خير من النوم. عمر نيز دستور داد تا آن را در اذان صبح قرار دهد.

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۱ بهمن ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

مسأله ۷۱۹ ـ نماز جمعه مانند نماز صبح دو ركعت است، با اين تفاوت كه در نماز جمعه دو خطبه قبل از نماز لازم است. و نماز جمعه واجب تخييري است، به اين معني كه مكلف در روز جمعه مخير است كه نماز جمعه را بخواند ـ در صورتي كه شرايطش موجود باشد ـ يا نماز ظهر بجا آورد، و اگر نماز جمعه را بجا آورد، كفايت از ظهر ميكند.و واجب شدن نماز جمعه چند شرط دارد:اوّل: داخل شدن وقت، و آن عبارت از زوال آفتاب، يعني ظهر است، و وقتش اوّل عرفي زوال است، پس هرگاه از اين وقت نماز جمعه را تأخير انداخت، وقتش تمام شده و نماز ظهر را بايد بجا آورد.دوّم: شماره افراد، و آن پنج نفر است با امام، و هرگاه پنج نفر از مسلمانان جمع نشوند نماز جمعه واجب نميشود.سوّم: بودن امام جامع شرايط امامت، از عدالت و غير آن از چيزهايي كه در امام جماعت معتبر است، همچنان كه در بحث نماز جماعت خواهد آمد، و بدون او نماز جمعه واجب نمي‌شود.و صحيح بودن نماز جمعه چند شرط دارد:اوّل: جماعت بودن، پس فرادي صحيح نيست، و هرگاه مأموم قبل از ركوع ركعت دوّم نماز جمعه به امام برسد اقتدا ميكند و يك ركعت ديگر را فرادي ميخواند و نماز جمعه‌اش صحيح است. و اگر در ركوع ركعت دوّم امام را درك كند ـ بنا بر احتياط واجب ـ نمي‌تواند به اين نماز جمعه اكتفا كند و بايد نماز ظهر را بجا آورد.دوّم: خواندن امام دو خطبه پيش از نماز، كه در خطبه اوّل حمد و ثناي الهي را گفته و توصيه به تقوا و پرهيزگاري شود و يك سوره كوتاه از قرآن بخواند، و در خطبه دوّم باز هم حمد و ثناي الهي را بجا آورده و بر پيغمبر اكرم و ائمه مسلمين صلوات فرستاده و احتياط مستحب آن است كه براي مؤمنين و مؤمنات استغفار (طلب آمرزش) كند. و لازم است خطبه پيش از نماز باشد، پس اگر نماز را پيش از دو خطبه شروع كرد صحيح نخواهد بود، و خواندن خطبه پيش از ظهر اشكال دارد. و لازم است كسي كه خطبه را ميخواند هنگام خطبه ايستاده باشد، پس هرگاه خطبه را نشسته بخواند صحيح نخواهد بود. و نيز لازم است بين دو خطبه قدري بنشيند، و لازم است نشستن مختصر و خفيف باشد. و لازم است امام جماعت خودش خطبه را بخواند، و حمد و ثناي الهي و صلوات بر پيغمبر اكرم و ائمه مسلمين ـ بنا بر احتياط ـ بايد به عربي باشد، و در مازاد بر آن عربيت معتبر نيست، بلكه اگر بيشتر حاضرين زبان عربي را ندانند احتياط لازم آن است كه توصيه به تقوا به زبان حاضرين باشد.سوّم: آنكه مسافت بين دو نماز جمعه كمتر از يك فرسخ نباشد، بنابراين اگر نماز جمعه ديگري در مسافت كمتر از يك فرسخ برپا شود چنانچه با هم شروع شوند هر دو باطل ميشوند، و اگر يكي زودتر از ديگري شروع شود هرچند به تكبيرة‌الاحرام باشد صحيح، و دومي باطل خواهد بود. ولي هرگاه پس از برگزاري نماز جمعه معلوم شود كه نماز جمعه ديگري همزمان يا مقدم بر آن در مسافت كمتر از يك فرسخ برپا شده بوده، بجا آوردن نماز ظهر واجب نخواهد بود. و برپا نمودن نماز جمعه در صورتي مانع از نماز جمعه ديگر در مسافت مزبور مي‌شود كه خود صحيح و جامع‌الشرايط باشد و در غير اين صورت مانع نخواهد بود.

 

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ]