ویزای تایوان
خدمات VFS در هروی سنتر
باربری تهران
در برقی اتوماتیک و کرکره
نمایندگی تفال در تهران
خرید اتو بخار تفال
زودپز تفال
خرید توتون توتون
تشک طبی
اسلام
اسلام
نوشته شده در تاريخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

الهي به آبروي ابي عبد الله(ع) قسمت ميدم ماها رو از خودت و از دينت و از اهل بيت و از روحانيت جدا مگردان! ]جمعيت:[الهي العامين
من شايد خدا لطف كرده باشه قريب به سي سفر از نجف پياده اومدم كربلا. سالي پنج دفعه ميومديم. الانم آقايون ميان، علما، مراجع، طلبه ها، فضلا، مدرسين از نجف. سالي پنج تا زيارت مخصوصه داره آقا سيد الشهدا (ع) : اول رجب و نيمه رجب و نيمه شعبان و عرفه و اربعين. اين پنج تا زيارت مخصوصه. ده تا ده تا، بيست تا بيست تا باهم ميشن؛ يه خورده نون ميدن به اين نونواهه خشك ميكنه. تو يه كيسه ميكنن. يه خورده هم ماست و نعنا قاطي هم ميكنن. يه كاسه هم ور مي دارن و يه قاشق و يه خورده نمك. قبا عبا شونم در ميارن تا مي كنن ميزارن تو اين كوله پشتيه. كوله پشتيه هم پشت مي گيرن نعلين ها را هم ميذارن توش. يه خورده كه از شب ميگذره؛ از تو مدرسه ها و خونه ها ميان بيرون ميرن تو حرم اميرالمومنين. سلامي به آقا مي كنن و ميگن: علي (ع) داريم مي ريم كربلا، امري نداري آقا؟ داريم مي ريم كنار قبر ابي عبدالله (ع) .
اينها ميان كوفه. گاهي بعضيا از راه خشكي ميان؛ راه كوفه بياي هفده فرسخه سه روز تو راه هستن! اينا سيزده فرسخه. خيلي از كنار فرات و اينا ميومديم. سه روز تو راه بوديم. روزي شش فرسخ -يخورده كمتر- مي اومديم. چه حال خوشي! تو راه بحث ميكنن؛ حديث براي هم مي خونن؛ مطالب ديني براي هم ديگر ميگن؛ دور همديگر ميشينن؛ واقعا انسي ـست. يه انس ديني و انس معنوي عالي خوبي.
يه تكه هم براتون بگم اوني كه ديدم :تو راه وقتي آدم مياد؛ اين عرب ها مضيف درست كردن. مضيف يعني مهمون خونه. تشريفاتي نيست. چهار تيكه حصير رو هم انداختن. يه تيكه حصير هم پهن كردن. مهمون خونشونه! دوره ي سال بيچاره برنج مي كاره! برنجش را ميذاره كنار. به بچه هاش نون ميده و خرما. تو اون هواي گرم! عوض هندونه آب فرات، عوض خورشت خرماها، مي گيرن ميخورن . يه خورده هم نون ميخورن. يه خورده برنج كه دارن؛ ميگه صبر كنيد اين زواراي سيد الشهدا(ع) بيان. آقا اين زواراي ابي عبدالله (ع) كه ميان؛ ده تا، بيست تا، اين آقايون اهل علم غير اهل علم -به التماس خدا شاهده- ميان جلوي اينها. اينها رو مي برن يه لقمه غذا درست ميكنن؛ ميزارن جلو اينها. بالا سر اينها وايميستن. فانوس دست مي گيرند. -چراغ برق و اينا خب ندارن- فانوس دست ميگيرن. ظرف دوغ و آب دست مي گيرن به اينها ميدن، آقا وقتي اينها خوردن هرچي موند اينارو بر ميدارن. حتي تو اون جمعيت دورشون به هر كدوم يه خورده ميدن. ميگن اينارو بخوريد. اينا از باقي مونده هاي زوارهاي سيد الشهد (ع)است. اين چه حسن نيتي ـست؟ اين چه اخلاصي ـست؟ اين چه عقيده اي ـست؟ اين چه ايماني ـست؟ اين چه صفاي دروني ـست؟ اين چه دلي ست؟ خوشا به حال آنها!
يه دفعه: تابستونا شب راه ميرن؛ روز ميخوابن زير نخلا. نميشه راه برن كه گرمه! اول مغرب شد. نماز مغرب عشا مون رو خونديم. يه خورده هم نون دوغ خودمون درست كرديم خورديم و راه افتاديم بريم؛ براي كي؟ براي زيارت اربعين. -شلوغ ترين زيارتي ها- دو هزار تا موكب مياد و دسته از اطراف عراق مياد. آقا رسيدن كربلا تو صحن، ديدن جا نيست؛ خيلي شلوغه. ....

 

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

با بررسي دقيق ادله­اي كه در مورد اذان نزد اهل­سنت است، به اين نتيجه مي­رسيم كه دست تحريف و جعل در اين شعار مهم مسلمين رخ داده كه درپي غصب خلافت با كاري پيوسته و حمايتهاي گسترده روي داده است.
فقرات اذان از نظر اهل­سنتاذان در نزد اهل سنت نزد پيروان مكاتب فقهي اهل­سنت اختلافي است. حنفيه و شافعيه و حنبليه معتقدند كه فقرات اذان به اين صورت است:
اللّه أكبر اللّه أكبر
اللّه أكبر اللّه أكبر
أشهد أن لا إله إلّا اللّه
أشهد أن لا إله إلّا اللّه
أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه
أشهد أنّ محمّدا رسول‌اللّه
حيّ على الصّلاة
حيّ على الصّلاة
حيّ على الفلاح
حيّ على الفلاح
اللّه أكبر
اللّه أكبر
لا إله إلّا اللّه
اما مالكيه تكبير اذان را دو بار مي­دانند نه چهار بار. همچنين اهل­سنت در اذان نماز صبح بعد از حي علي الفلاح دو مرتبه الصلاه خير من النوم مي­گويند. همچنين حنابله اذان را واجب كفائي دانسته ولي ديگر فرق اذان را مستحب موكد مي­دانند.[1]
تشريع اذاناهل سنت نيز براي تشريع اصل اذان از آيات و روايات و اجماع استفاده مي­كنند.[2]كه اختلاف آنها با تشيع در برخي رواياتي است كه در سبب تشريع اذان گفته­اند كه مردم مدينه براي آگاه شدن از وقت نماز مشكل داشتند و پيامبر(ص) با ايشان به مشورت پرداخت. پيشنهاد ناقوس و بوق و دف و روشن كردن آتش و نصب كردن پرچم به پيامبر(ص) داده شد كه علامت نصاري و يهود و روميان و مجوسيان بود ولي پيامبر(ص) انها را قبول نكرد و در حالي كه پيامبر(ص) با مشورت به نتيجه­اي نرسيده بودند، عبدالله بن زيد در روياء و يا بين خواب و بيداري فرشته­اي را ديد كه به او اذان و اقامه را ياد داد. سپس او اين جريان را به پيامبر(ص) بازگو كرد و ايشان دستور دادند تا بلال آن را فرابگيرد و براي اعلام وقت نماز بگويد.[3]
با اين حال اين همان حديثي است كه در سيره حلبيه از كتب اهل­سنت توسط محمد بن حنفيه(ره) و كتاب المستدرك علي الصحيحين به نقل از امام حسن مجتبي(ع) تكذيب شده است.[4] امام حسن(ع) فرمودند: اذان برتر از اين حرفهاست. جبرئيل در آسمان اذان را دو مرتبه و اقامه را يك مرتبه مي­گفت و پيامبر(ص) مي­آموخت.[5] متقي هندي در كنز العمال از زيد بن علي(ع) از پدرانش(ع) از اميرالمومنين علي(ع) نقل مي­كند كه فرمودند: به رسول خدا(ص) در شب معراج اذان آموخته شد و نماز براو واجب گشت.[6]
در روايتي متناقض با ديگر روايات در منابع اهل­سنت، بعد از بحث مسلمانان درباره حل مشكل، عمر بن خطاب اذان و اقامه را پيشنهاد مي­كند و پيامبر(ص) به بلال دستور مي­دهد تا آن را در اوقات نماز بگويد.[7] در روايتي ديگر اين خواب را هم عبدالله بن زيد ديده و هم عمربن خطاب!![8]
جعل و دستبرد در اذانفقره الصلاه خير من النوم در اذان صبح توسط عمر جعل شد و فقره حي علي خير العمل از اذان حذف شده­است. علتهاي مختلفي براي اين مطلب ذكر شده، از جمله اينكه عمر فكر كرد كه اگر اين فقره در اذان باشد مردم به جهاد نخواهند رفت و موجب تضعيف لشگر اسلام مي­شود به همين دليل روزي عمر آن را منع كرد[9]و گفت: اي مردم! سه چيز در زمان پيامبر(ص) بود كه من از آن نهي كرده و حرام مي­كنم و بخاطر آن شكنجه مي­كنم و آن سه عبارتند از متعه زنان، حج تمتع، حي علي خير العمل.[10]در حالي كه حلبي و ...نقل مي­كند كه عبدالله بن عمر و امام زين العابدين(ع) و بسياري از صحابه و تابعين حي علي خير العمل مي­گفتند.[11] در مورد اضافه كردن الصلاه خير من النوم نيز گفته شده كه موذن براي اذان صبح نزد عمر آمد اما عمر خواب بود. موذن او را بيدار كرد و گفت: الصلاه خير من النوم. عمر نيز دستور داد تا آن را در اذان صبح قرار دهد.

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۱ بهمن ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

مسأله ۷۱۹ ـ نماز جمعه مانند نماز صبح دو ركعت است، با اين تفاوت كه در نماز جمعه دو خطبه قبل از نماز لازم است. و نماز جمعه واجب تخييري است، به اين معني كه مكلف در روز جمعه مخير است كه نماز جمعه را بخواند ـ در صورتي كه شرايطش موجود باشد ـ يا نماز ظهر بجا آورد، و اگر نماز جمعه را بجا آورد، كفايت از ظهر ميكند.و واجب شدن نماز جمعه چند شرط دارد:اوّل: داخل شدن وقت، و آن عبارت از زوال آفتاب، يعني ظهر است، و وقتش اوّل عرفي زوال است، پس هرگاه از اين وقت نماز جمعه را تأخير انداخت، وقتش تمام شده و نماز ظهر را بايد بجا آورد.دوّم: شماره افراد، و آن پنج نفر است با امام، و هرگاه پنج نفر از مسلمانان جمع نشوند نماز جمعه واجب نميشود.سوّم: بودن امام جامع شرايط امامت، از عدالت و غير آن از چيزهايي كه در امام جماعت معتبر است، همچنان كه در بحث نماز جماعت خواهد آمد، و بدون او نماز جمعه واجب نمي‌شود.و صحيح بودن نماز جمعه چند شرط دارد:اوّل: جماعت بودن، پس فرادي صحيح نيست، و هرگاه مأموم قبل از ركوع ركعت دوّم نماز جمعه به امام برسد اقتدا ميكند و يك ركعت ديگر را فرادي ميخواند و نماز جمعه‌اش صحيح است. و اگر در ركوع ركعت دوّم امام را درك كند ـ بنا بر احتياط واجب ـ نمي‌تواند به اين نماز جمعه اكتفا كند و بايد نماز ظهر را بجا آورد.دوّم: خواندن امام دو خطبه پيش از نماز، كه در خطبه اوّل حمد و ثناي الهي را گفته و توصيه به تقوا و پرهيزگاري شود و يك سوره كوتاه از قرآن بخواند، و در خطبه دوّم باز هم حمد و ثناي الهي را بجا آورده و بر پيغمبر اكرم و ائمه مسلمين صلوات فرستاده و احتياط مستحب آن است كه براي مؤمنين و مؤمنات استغفار (طلب آمرزش) كند. و لازم است خطبه پيش از نماز باشد، پس اگر نماز را پيش از دو خطبه شروع كرد صحيح نخواهد بود، و خواندن خطبه پيش از ظهر اشكال دارد. و لازم است كسي كه خطبه را ميخواند هنگام خطبه ايستاده باشد، پس هرگاه خطبه را نشسته بخواند صحيح نخواهد بود. و نيز لازم است بين دو خطبه قدري بنشيند، و لازم است نشستن مختصر و خفيف باشد. و لازم است امام جماعت خودش خطبه را بخواند، و حمد و ثناي الهي و صلوات بر پيغمبر اكرم و ائمه مسلمين ـ بنا بر احتياط ـ بايد به عربي باشد، و در مازاد بر آن عربيت معتبر نيست، بلكه اگر بيشتر حاضرين زبان عربي را ندانند احتياط لازم آن است كه توصيه به تقوا به زبان حاضرين باشد.سوّم: آنكه مسافت بين دو نماز جمعه كمتر از يك فرسخ نباشد، بنابراين اگر نماز جمعه ديگري در مسافت كمتر از يك فرسخ برپا شود چنانچه با هم شروع شوند هر دو باطل ميشوند، و اگر يكي زودتر از ديگري شروع شود هرچند به تكبيرة‌الاحرام باشد صحيح، و دومي باطل خواهد بود. ولي هرگاه پس از برگزاري نماز جمعه معلوم شود كه نماز جمعه ديگري همزمان يا مقدم بر آن در مسافت كمتر از يك فرسخ برپا شده بوده، بجا آوردن نماز ظهر واجب نخواهد بود. و برپا نمودن نماز جمعه در صورتي مانع از نماز جمعه ديگر در مسافت مزبور مي‌شود كه خود صحيح و جامع‌الشرايط باشد و در غير اين صورت مانع نخواهد بود.

 

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۱ بهمن ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)


1-   رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم): يا علي اذان نور است.2-   رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم): شيطان از صداي اذان فرار مي كند.3-   پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم): اذان گويان امت من با پيامبران و راستگويان و شهيدان برانگيخته مي شوند.4-   امام علي (عليه السلام): اذان گويان در روز رستاخيز با سربلندي وارد مي شوند.5-   هركس صاحب فرزندي شد در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه بگويد زيرا اين كار نوزاد را از شر شيطان حفظ مي كند.6-   امام كاظم (عليه السلام): در خانه خود اذان بگو تا شيطان از انجا بگريزد و كودكان را با اذان گويي آشنا كنيد.7-   رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم): نمازجماعت بيست و پنج برابر نماز فرادي فضيلت دارد.8-   صفهاي نمازجماعت را هماهنگ و منظم نمائيد تا دلهايتان متعادل شود.9-   نخستين چيزي كه زا بنده حسابرسي مي شود نماز است.10-   رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم): كسيكه نماز را سبك شمارد از من نيست و او در حوض كوثر بر من وارد نخواهد شد.
11-   امام صادق (عليه السلام): كسي كه دوست دارد بداند نمازش پذيرفته شده يا نه؟ بايد بداند آيا نمازش او را از زشتيها و بديها دور كرده است؟12-   امام علي (عليه السلام): دزدترين مردم كسي است كه از نماز خود بدزدد.13-   امام سجاد (عليه السلام): هنگاميكه به نماز مي ايستي طوري آن را بجاي آور كه گويي آخرين نماز را مي خواني.14-   امام صادق (عليه السلام): شيعيان ما را در اوقات نماز بيازمائيد كه چگونه بر خواندن نماز در اول وقت همت مي گمارند.15-   امام مجتبي (عليه السلام): عابدتر از حضرت فاطمه (عليها السلام) كسي در دنيا نبود آنقدر به عبادت مي ايستاد تا قدمهايش ورم مي كرد.16-   رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم): دنيا، ساعت و لحظه اي بيش نيست آنرا در راه عبادت خدا بكار گيريد.17-   امام علي (عليه السلام): به قبولي عمل بيش از اصل عمل توجه داشته باشيد.18-   امام رضا (عليه السلام): هركس نماز بخواند ولي زكات نپردازد نمازش قبول نمي شود.19-   رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم): كسي كه غيبت زن و مرد مسلماني را بكند تا چهل روز نماز و روزه اش را خدا نمي پذيرد مگر آنكه آن شخص او را ببخشيد.20-   پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم): هركس زن بد رفتار و اذيت كننده اي داشته باشد خداوند نماز و كارهاي نيك آن زن را نمي پذيرد مرد نيز همچنين است.
21-   امام صادق (عليه السلام): نماز فرزنداني كه با خشم به پدر و مادر خود نگاه مي كنند قبول نمي شود گرچه والدين نسبت به آنان كوتاهي و ظلمي كرده باشند.22-   رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم): نماز پيمان خداوند است.23-   پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم): نماز نور چشم من است.24-   نماز داروي تكبر است امام علي (عليه السلام): خداوند نماز را واجب كرد تا انسان را از كبر دور كند.25-   نماز سيماي مكتب است.26-   پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم): نماز به منزله پرچم و آرم و نشانه مكتب اسلام است.27-   نماز پايه و ستون دين است.28-   پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم): جايگاه نماز در اسلام به منزله سر نسبت به تن مي باشد.29-   نماز كليد بهشت است.30-   نماز اساس دين است.

 

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۴ بهمن ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

‏‏مساله 1370ـ‏‏ كسي كه نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده بايد قضاي آن را‏‎ ‎‏به جا آورد، اگرچه در تمام وقت نماز خواب مانده يا بواسطۀ مستي نماز نخوانده‏‎ ‎‏باشد، ولي نمازهاي يوميه اي را كه زن در حال حيض يا نفاس نخواند، قضا ندارد.‏
‏‏مساله 1371ـ‏‏ اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازي را كه خوانده باطل بوده، بايد‏‎ ‎‏قضاي آن را بخواند.‏
‏‏مساله 1372ـ ‏‏كسي كه نماز قضا دارد، بايد در خواندن آن كوتاهي نكند ولي‏‎ ‎‏واجب نيست فوراً آن را به جا آورد.‏
‏‏مساله 1373ـ‏‏ كسي كه نماز قضا دارد مي تواند نماز مستحبي بخواند.‏
‏‏مساله 1374ـ‏‏ اگر انسان احتمال دهد كه نماز قضايي دارد يا نمازهايي را كه‏‎ ‎‏خوانده صحيح نبوده، مستحب است احتياطاً قضاي آن را به جا آورد.‏
‏‏‎

1375ـ‏‏ قضاي نمازهاي يوميه لازم نيست به ترتيب خوانده شود مثلاً‏‎ ‎‏كسي كه يك روز نماز عصر و روز بعد نمازظهر را نخوانده، لازم نيست اول نماز عصر‏‎ ‎‏و بعد از آن نماز ظهر را قضا نمايد.‏
‏‏مساله 1376ـ‏‏ اگر بخواهد قضاي چند نماز غير يوميه مانند نماز آيات را بخواند‏‎ ‎‏يا مثلاً بخواهد قضاي يك نماز يوميه و چند نماز غيريوميه را بخواند، لازم نيست آنها‏‎ ‎‏را به ترتيب به جا آورد.‏
‏‏مساله 1377ـ‏‏ اگركسي نداند كه نمازهايي كه ازاو قضا شده كدام يك جلوتر بوده‏‎ ‎‏لازم نيست بطوري بخواند كه ترتيب حاصل شود و هر يك را مي تواند مقدم بدارد.‏
‏‏مساله 1378ـ‏‏ اگر كسي كه نمازهايي از او قضا شده مي داند كدام يك جلوتر‏‎ ‎‏قضا شده احتياط مستحب آن است كه به ترتيب قضا كند. و آنچه اول قضا شده اول‏‎ ‎‏بخواند و دومي را بعد و همين طور.‏
‏‏مساله 1379ـ‏‏ اگر براي ميتي مي خواهند نماز قضا بدهند و مي دانند آن ميت‏‎ ‎‏ترتيب قضا شدن را مي دانسته باز لازم نيست طوري قضا را به جا بياورند كه ترتيب‏‎ ‎‏حاصل شود.‏
‏‏مساله 1380ـ‏‏ اگر براي ميتي كه در مساله پيش گفته شد بخواهند چند نفر را‏‎ ‎‏اجير كنند كه نماز بخوانند لازم نيست براي آنها وقت مرتب معين كنند كه با هم شروع‏‎ ‎‏نكنند در عمل.‏
‏‏مساله 1381ـ‏‏ اگر بدانند كه ميت ترتيب قضا شدن را نمي دانسته يا ندانند كه‏‎ ‎‏مي دانسته لازم نيست به ترتيب براي او قضا به جا بياورند.‏
‏‏مساله 1382ـ‏‏ در مساله پيش اگر بخواهند چند نفر را براي به جا آوردن نماز‏‎ ‎‏ميت اجير كنند لازم نيست وقت معين كنند و مي توانند همه با هم شروع به قضا كنند.‏
‏‏مساله 1383ـ‏‏ كسي كه چند نماز از او قضا شده و شماره آنها را نمي داند مثلاً‏‎ ‎‏نمي داند چهار تا بوده يا پنج تا، چنانچه مقدار كمتر را بخواند كافي است و همچنين‏‎ ‎‏اگر شمارۀ آنها را مي دانسته و فراموش كرده اگر مقدار كمتر را بخواند كفايت مي كند.‏
‏‏مساله 1384ـ‏‏ كسي كه نماز قضا از همين روز يا روزهاي پيش دارد مي تواند قبل‏‎ ‎‏از خواندن نمازي كه قضا شده نماز ادايي را بخواند و لازم نيست نماز قضا را جلو‏‎ ‎‏بيندازد.‏

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۴ بهمن ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

"قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا" 
بگو « "الله" را بخوانيد يا "رحمان" را، هركدام را بخوانيد، (ذات پاكش يكي است؛ و) براي او بهترين نامهاست.» و نمازت را زياد بلند، يا خيلي آهسته نخوان؛ و در ميان آن دو، راهي (معتدل) را انتخاب كن. (سوره اسراء/آيه 110) 
بخش پاياني آيه 110 به گفت و گوي مشركان مكه درباره نماز پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم اختصاص دارد و اينكه مي گفتند: او نماز خود را بلند مي خواند و ما را ناراحت مي كند؛اين چه عبادت و برنامه ايست؟! 
خداوند در اين آيه به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم دستور مي دهد: نمازت را نه زياد بلند و نه زياد آهسته؛ بلكه حد وسطي ميان اين دو انتخاب كن. اما حد اعتدال كدام است و «جهر» و «اخفات» كه از آن نهي شده چيست؟ جهر به معناي فرياد كشيدن و اخفات به معناي آهسته خواندن است؛ آنچنان كه خود انسان هم نشنود. 
از امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه روايت شده است: "جهر اين است كه زياد صدا را بلند نكني و اخفات آن است كه حتي خودت نشنوي. (نماز را) بين اين دو حالت بخوان."

 

 

 

منبع :   وبلاگ اذانگو



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۷ بهمن ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

"يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَي الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَي الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَي الْكَعْبَيْنِ وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضي‏ أَوْ عَلي‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْديكُمْ مِنْهُ ما يُريدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُريدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ" 
اي كساني كه ايمان آورده ايد؛ هنگاميكه به نماز مي ايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد؛ و سر و پاها را تا مفصل [=برآمدگي پشت پا] مسح كنيد. و اگر جنب باشيد، خود را بشوييد (و غسل كنيد). و اگر بيمار يا مسافر باشيد، يا يكي از شما از محل پستي آمده [=قضاي حاجت كرده]، يا با زنان تماس گرفته (و آميزش جنسي كرده ايد)، و آب (براي غسل يا وضو) نيابيد، با خاك پاكي تيمم كنيد، و از آن، بر صورت [=پيشاني] و دستها بكشيد. خداوند نمي خواهد مشكلي براي شما ايجاد كند؛ بلكه مي خواهد شما را پاك سازد و نعمتش را بر شما تمام نمايد؛ شايد شكر او را بجا آوريد. (سوره مائده/آيه 6)

كيفيت شستن دستها در وضو:​اين آيه به سه مطلب وضو، غسل و تيمم اشاره دارد. البته نكات جزئي و كيفيت انجام اين سه در روايات ائمه اهل بيت عليه السلام بيان شده است. يكي از نكات آيه اين است كه در وضو "دست ها را تا آرنج بشوييد". بايد توجه داشت كه حد دست كه بايد در وضو شسته شود، "تا آرنج" ذكر شده؛ زيرا «مرافق» جمع مرفق به معني آرنج است. هنگامي كه گفته شود دست را بشوييد، ممكن است به ذهن چنين برسد كه دست ها را تا مچ بشوييد؛ زيرا غالباً اين مقدار شسته مي شود. براي رفع اين توهم مي فرمايد: "تا آرنج بشوييد." با اين توضيح روشن مي شود كه كلمه «الي» در اين آيه تنها براي حد شستن است و نه كيفيت شستن. 
بعضي اما چنين پنداشته اند كه آيه مي گويد: بايد دست ها را از سرانگشتان به طرف آرنج بشوييد؛ چنان كه در ميان بعضي از اهل سنت رايج است. توضيح اين كه اين درست به آن مي ماند كه انسان به كارگري سفارش كند كه ديوار اتاق را از كف تا يك متر رنگ كن. بديهي است كه منظور اين نيست كه ديوار از پايين به بالا رنگ شود؛ بلكه منظور اين است كه اين مقدار بايد رنگ شود؛ نه بيشتر و نه كمتر. 
بنابراين فقط مقداري از دست كه بايد شسته شود، در آيه ذكر شده و توضيح كيفيت آن به سنت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم كه به واسطه اهل بيت عليه السلام به ما رسيده، واگذار شده و آن، شستن آرنج به طرف سرانگشتان است.

 

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۷ بهمن ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

استفتائاتاحكام سفرمناسك حجاحكام خمسجــستجــوارسال استفتاءارتباط با نامحرماستفتائات جديدس: با توجه به الزام آزمايش عدم اعتياد كه با نمونه‌گيرى ادرار زوجين مشخص مى‌شود، فرد كارمند موظف به نگاه مستقيم به عورت فرد مراجعه‌كننده است و زوجين هم بايد جهت حصول اطمينان عورت خود را باز بگذارند، تكليف و وظيفه شرعى ناظر آزمايشگاه و زوجين را ذكر فرماييد.ج) كشف عورت ديگران و نگاه كردن به آن و وادار كردن صاحب عورت به كشف عورت در برابر ديگران، جايز نيست مگر آنكه ضرورتى مثل رعايت قانون و يا معالجه، آن را اقتضا كند.س: اگر زنى كلاه‌گيس گذاشته باشد و مرد به موى مصنوعى او نگاه كند، چه حكمى دارد؟ج) اشكال دارد.س: آيا دست دادن يا تماس بدنى با اهل كتاب حرام است؟ج) دست دادن و تماس بدنى مرد با زن نامحرم حرام است اگرچه از اهل كتاب باشد، و دست دادن مرد مسلمان با مردى ديگر هر چند كه از اهل كتاب است مانع ندارد.س: با دخترى نامزد هستم خانواده‌ها هم در جريان هستند آيا مى‌شود براى هم از طريق اينترنت پيام يا ايميل بفرستيم؟ روابط ما تا چه حدّى شرعى است؟ (عقد يا صيغه هم به هيچ وجه فعلاً ممكن نيست).ج) بايد از بيان مطالبى كه محرّك شهوت و يا مناسب زن و شوهر شرعى باشد، اجتناب كنيد.س: به تازگى فهميدم كه يكى از دوستانم دو جنسى مى‌باشد. حكم داشتن رابطه دوستى با اين فرد را از نظر شرعى و عرفى بگوييد.ج) اگر محرز باشد واقعاً دو جنسى است اصل ارتباط و معاشرت با وى اشكال ندارد ولكن بايد از آنچه كه در معاشرت مرد با زن و زن با مرد شرعاً حرام است از قبيل لمس و نظر حرام و مانند آن اجتناب نمايد.

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
[ ۱ ]