woolash reviews
در برقی اتوماتیک و کرکره
ساخت و نصب کانال پلی یورتان
نمایندگی تفال در تهران
خرید اتو بخار تفال
زودپز تفال
خرید توتون توتون
تشک طبی
اسلام
اسلام
نوشته شده در تاريخ ۲۷ آبان ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

شرط اين‌كه نماز به آدم ادب بده اينه كه آدم بپذيرتش - جهاد با نفس.شرط اين كه نماز به آدم ادب بده اينه كه آدم بپذيرتش. حال نداشتي بلند شو وايسا محكم نمازتو بخون. ديدي وضو رو داري تند تند مي گيري؛ بگو صبر كن.آرام وضوتو بگير. از اول با خودت لج كن. اين رو بهش ميگن جهاد با نفس. جهاد با نفس براي عبادت مثل نماز چقدر شيرين خواهد بود. جهاد با نفس نمي كنه براي نماز؛ با خودش در نمي افته؛ كلنجار نميره؛ اونوقت مي گه خدا امام زمان ما رو به ما برگردون! خوب "آقا" كه بياد تو بايد بري جهاد. تو دو دقيقه وقت براي خدا براي نماز نميدي؛ مي خواي بري پاي ركاب حضرت جون بدي براي خدا؟!


تا من و تو وقت نديم براي نماز معلوم نيست آقامون بياد. كسي كه نماز خود را سبك شمارد به شفاعت من نمي رسدرسول خداكسي كه نماز خود را سبك شمارد به شفاعت من نمي رسد رسول خداالبته آدم آقا رو ببينه انقد آدم ميشه كه هم جون مي‌ده و هم وقت مي‌ده براي نماز. ولي تا من و تو وقت نديم براي نماز، -وقت دادن براي نماز عين جون دادنه؟- تا من و تو وقت نديم براي نماز معلوم نيست آقامون بياد. آقا منتظر نيست همۀ اهل عالم خوب شوند. فرمود شيعيان من گناه نكنند من زودتر ميام. شما خوب بشيد. آقا كه منتظر نيستند اهل عالم خوب بشوند.


نماز مؤدبانه تو را به بصيرت مي رساند. كسي كه نماز را اول وقت بخواند و به مقامات عاليه نرسد مرا لعن كندآيت الحق سيد علي آقاي قاضي طباطباييكسي كه نماز را اول وقت بخواند و به مقامات عاليه نرسد مرا لعن كند آيت الحق سيد علي آقاي قاضي طباطبايي نماز مؤدبانه تورو تكبرتو مقابل خدا خورد مي‌كند. و كبريايي خدارو به تلقين مي‌كند. و كبرياي خدا رو به تو تحميل مي‌كند. و سايۀ زيبا و پرنور عظمت الهي رو بر قلب شما مسلط خواهد كرد. عظمت خدا كه آمد پاكي و طهارت درون مي‌آيد. عشق خدا مي‌آيد. معرفت به خدا مي‌آيد. و دنيا همه‌چيزش برا آدم عوض مي‌شه. اگر ديدي هزارتا ديوار جلوي چشمت هست؛ اونور ديوارها رو ديدي تعجب نكن! كسي كه به بصيرت رسيد؛ دنيا برايش حجاب نخواهد بود.

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۷ آبان ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

تولد حضرت مهدي (عج)حكيمه خاتون عليهاالسلام ، عمه امام حسن عسكري عليه السلام نقل مي كند: وقتي هنگام تولد مهدي(عج) رسيد، امام زمان(عج) را ديدم رو به قبله به سجده افتاد. سپس دستش را بلند كرد و گفت: «به يكتايي خدا گواهي مي دهم و اينكه جدّم، رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم ، و پدرم اميرمؤمنان عليه السلام ، وصي رسول خداست». سپس يك يك امامان را شمرد تا به خود رسيد. امام زمان(عج) از هنگام تولد تا زماني كه پدرش به شهادت رسيد، مخفي بود و فقط تعداد خاصي از ياران، او را مي ديدند و مسائل خود را از ايشان مي پرسيدند. حضرت هنگام رحلت پدر، پنج سال داشت. چنان كه در روايات آمده، محل زندگي امام زمان(عج) در دوران كودكي همچون محل زندگي حضرت موسي عليه السلام مخفي بود تا از گزند طاغوتيان محفوظ باشد.
معرفي امام به شيعياناز آنجا كه ولادت امام دوازدهم(عج) به صورت پنهاني انجام گرفت، بيم آن بود كه شيعيان در شناخت آخرين حجت پروردگار به اشتباه و گمراهي گرفتار آيند. امام عسكري عليه السلام وظيفه داشت فرزند خود را به گروهي از بزرگان شيعه و افراد مورد اعتماد معرفي كند. آنان نيز خبر ولادت او را به ديگر پيروان اهل بيت عليهم السلام مي رساندند تا ضمن معرفي آن بزرگوار، تهديدي متوجه آخرين سفير حق نگردد. محمد بن عثمان و چند تن ديگر از بزرگان شيعه نقل مي كنند: چهل نفر از شيعيان نزد امام يازدهم گرد آمديم. آن حضرت، فرزندش را به ما نشان داد و فرمود: «پس از من، اين امام شما و جانشين من است. از او فرمان بريد و بعد از من در دين خود پراكنده نشويد كه هلاك خواهيد شد و از امروز به بعد او را ديگر نخواهيد ديد».
نشانه اي براي امامتاحمد بن اسحاق، از بزرگان شيعه و ياران امام يازدهم عليه السلام مي گويد: خدمت آن حضرت شرفياب شدم و مي خواستم در مورد امام بعد از او سؤال كنم، ولي پيش از آنكه سخني بگويم فرمود: «اي احمد! همانا خداي متعالي از آن زمان كه آدم عليه السلام را آفريد، زمين را از حجت خود خالي نگذاشته است و تا قيامت نيز چنين نخواهد كرد! به واسطه حجت خدا، بلا از اهل زمين برداشته مي شود و به [بركت وجود او] باران باريده و بهره هاي زميني بيرون مي آيد».
بقية اللّهاحمد بن اسحاق مي گويد: روزي نزد حضرت عسكري رفتم و پرسيدم: اي پسر رسول خدا! امام و جانشين پس از شما كيست؟ پس آن حضرت به درون خانه رفت و بازگشت در حالي كه پسري سه ساله كه صورتش همچون ماه تمام مي درخشيد بر دوش خويش داشت و فرمود: «اي احمد بن اسحاق! اگر نزد خداي متعالي و حجت هاي او گرامي نبودي، پسرم را به تو نشان نمي دادم. همانا او هم نام و هم كنيه رسول خدا و كسي است كه زمين را از عدل و داد پر مي كند». گفتم: سرور من! آيا نشانه اي است كه قلبم به آن آرام گردد؟ در اين هنگام، كودك لب به سخن گشود و به زبان عربي روان گفت: «من بقية اللّه در زمين هستم كه از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت. اي احمد بن اسحاق! پس از اينكه با چشم خود مي بيني در پي نشانه مباش».
همچون ستارگانامام صادق عليه السلام فرمود: «امامان درهاي الهي هستند و مردم به وسيله آنان وارد دين مي شوند و اگر آنان نباشند دين شناخته نمي شود». پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم نيز مي فرمايد: «همچنان كه اگر ستارگان نباشند، آسمان نابود مي شود، اگر اهل بيت من هم روي زمين نباشند، اهل زمين هلاك مي گردند».
نبوت و امامت بايد در ميان انسان ها وجود داشته باشد؛ زيرا انساني كه از جسم و روح تشكيل شده، روح مجردش كه همواره در پي حقيقت است، در تشخيص راه دچار مشكل مي شود و در اين مورد، نياز به راهنما و امام ضروري است.
امامت كودكامامت، يعني نايب شدن از پيامبر و پذيرش رياست بر تمام اشيا و موجودات، با شروطي پديد مي آيد كه نمي توان آنها را از راه رنج، رياضت، عبادت و تحصيل در تمام عمر به دست آورد. پس تعيين امامت فقط با خداوند عزوجل است كه هر كه را خواست تربيت كند، حكمت بياموزد و قابل رياست و امامت كند؛ البته در نزد خداوند، انسان كوچك و بزرگ در اين مسئله يكسان است. شاهد آن هم، حضرت عيسي عليه السلام است كه در گهواره خلعت نبوت پوشيد. نيز خداوند در كودكي به يحيي عليه السلام وحي فرستاد و در كودكي عقل او را محكم و كامل كرد. مثال ديگر اينكه خداوند متعالي در آيه تطهير، حسنين عليهماالسلام را از پليدي و ناداني به دور مي داند و اين كنايه از ثبوت منصب امامت در ايشان است. بنابراين، مانعي ندارد كه امام زمان عليه السلام در كودكي به امامت رسيده باشد.

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۰ آبان ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

ماه ربيع الاول آغاز شده است؛ ماهي كه در آن حوادث تاريخي مهمي اتفاق افتاده است كه از آن جمله، حادثه مهم و تاريخي ليله المبيت، هجرت حضرت محمد صلي الله عليه و آله از مكه به مدينه، ولادت پيامبر اكرم (ص) و امام جعفر صادق عليه السلام، ازدواج حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم با حضرت خديجه عليها السلام، آغاز امامت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه و هلاكت يزيد بن معاويه از جمله حوادث فرخنده اين ماه است. همچنين غزوه بني نضير در سال چهارم هجري، صلح امام حسن مجتبي عليه السلام با معاويه در سال 41 قمري، شهادت حضرت امام حسن عسگري عليه السلام در سال 260 قمري، واقعه احراق مكه در هنگام جنگ يزيد با عبدالله بن زبير در سال 64 قمري، حادثه صاحب زنج و قتل 300 هزار نفر از مردم بصره به دست موفق عباسي در سال 258 از ديگر حوادث مهم ماه ربيع الاول است.
مناسبت هاي ماه ربيع ‎الاول:
  شب اول ربيع الاول:
اين شب به نام «ليله المبيت» مزين است، در اين شب يك حادثه مهم تاريخي واقع شده است؛ در سال سيزدهم بعثت، رسول خدا(ص) از مكه به قصد هجرت به سوي مدينه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گرديد و اميرمؤمنان حضرت علي(ع) براي اغفال دشمنان، فداكارانه در بستر آن حضرت خوابيد و مشركان قريش كه خانه رسول خدا(ص) را محاصره كرده بودند، به گمان آن كه ايشان در بستر آرميده است، تا صبح منتظر ماندند و چون صبحگاهان با شمشيرهاي برهنه به منزل آن حضرت هجوم بردند تا رسول اللّه(ص) را بكشند، حضرت علي (ع) را ديدند كه از آن بستر برخاست، بدين ترتيب، پيامبر گرامي اسلام(ص) در فرصتي مناسب خود را از چنگال مشركان قريش نجات داد و امام علي(ع) نيز با اين فداكاري، عشق، علاقه و برادري خود را نسبت به ايشان نشان داد؛ اين در حالي بود كه هر زمان ممكن بود كسي را كه در آن بستر خوابيده بود به قتل برسانند. بنابراين آيه شريفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَئُوفٌ بِالْعِبادِ; (سوره بقره، آيه 207) بعضي از مردمِ (با ايمان و فداكار) جان خود را در برابر خشنودي خدا مي فروشند; و خداوند نسبت به بندگان مهربان است» در حق اميرالمومنين (ع) نازل شد. سال هجرت رسول خدا (ص) مبدأ تاريخ مسلمانان است و تحولي عظيم در جهان اسلام روي داد.
روز هشتم ربيع الاول:
 در روز هشتم اين ماه در سال 206 هجري قمري، شهادت امام حسن عسكري(ع) طبق روايتي واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزمان، حجه بن الحسن ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ آغاز گرديد. روز دهم ربيع الاول: روز ازدواج رسول خدا (ص) با حضرت خديجه كبري(ع) است به همين مناسبت روزه اين روز به عنوان شكرگزاري مستحب شمرده شده است.
 روز دوازدهم ربيع الاول:
 اين روز مطابق نظر مرحوم شيخ كليني و مسعودي و همچنين مشهور ميان اهل سنت، روز ولادت با سعادت نبي مكرم اسلام حضرت محمد (ص) است. همچنين در اين روز، رسول خدا (ص) بعد از 12 روز كه مسير راه ميان مكه و مدينه را پيمودند وارد مدينه شدند و نيز روز انقراض دولت بني مروان در سال 132 هجري قمري است.
روز چهاردهم ربيع الاول:
در سال 64 هجري قمري در چنين روزي، يزيد بن معاويه به هلاكت رسيد. وي پس از سه سال و نه ماه خلافت كه همراه با جنايات عظيمي بود - كه مهمترين آن واقعه كربلا و شهادت حضرت ابي عبداللّه الحسين (ع) و يارانشان است - در سن سي و هفت سالگي در منطقه «حوران» زندگيش به پايان رسيد; جنازه اش را در دمشق دفن كردند، ولي اكنون اثري از آن نيست.

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۰ آبان ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

سر نماز، شبيه حرم امام رضاست. اين كفشاتو در بيار سر نماز وايسادي! با كفش نميشه نماز بخوني. شبيه حرم امام رضاست!
دم در كفش دارا كفشتو مي‌گيرند. - كفشتو بده!كفش هم كه مي‌دونيد يعني چي؟ تو قران كفش يعني چي؟"إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ ۖ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى"]منم پروردگار تو، نعلين (همه علايق غير مرا) از خود به دور كن كه اكنون در وادي مقدس طوي (و مقام قرب ما) قدم نهاده‌اي. [
 إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ ۖ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًىإِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ ۖ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًىكفش هاتو در بيار. تو اومدي به وادي مقدس طوي. الان اينجا جايي ايستادي كه من با تو صحبت كردم. اين كفش ميگن فكر دنيا و اهل‌وعيال رو از ذهنت خارج مي‌كنه. تو روايت هست. كفشتو مي دي. يعني فكر دنيارو ميدي. فكر دنيا رو بده؛ برو حرم. بعد ميگي "السلام عليك يا علي بن موسي الرضا‎"، آقا سلام.آقا مي‌فرمايد كه: چي مي‌خواستي؟ براي گرفتاريت اومدي؟ميگي نه! كفشمو درآوردم دم در. آقا تو خوبي؟چقدر تو نازنيني!بعد زيارت امين‌الله مي خوني. يك كلمه دعا براي دنيا نمي‌كنه. مي گه چقدر عاليه همه‌چيز!سر نماز شبيه حرم امام رضاست. مي گه كفشاتو در بيار سر نماز وايسا. با كفش نميشه نماز بخوني!اونوقت حالا سر نماز وقتي كفشاتو در بياري بدي دست خدا، اي خدا. – ميگه كفشاتو بده من. وايسا بخون!

 

 

ادامه مطلب سر نماز كفشاتو دربيار!



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳ آبان ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

نماز صبح برخلاف تصور همه از اهميت ويزه اي برخوردار است ولي امروزه متاسفانه به دليل تغيير سبك زندگي، اكثر افراد نماز صبحشان قضا مي شود. آسموني در اين مقاله تعدادي از فضايل خواندن نماز صبح را براي شما عزيزان عنوان مي كند.
اهميت نماز صبح (به ويژه نماز جماعت صبح) از نظر قرآن و روايات:
الف) از نظر قرآن:
قرآن مي فرمايد: «أَقِمِ الصّلاةَ لِدُلُوكِ الشّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللّيلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُودًا»؛
نماز را از زوال خورشيد، تا نهايت تاريكي شب، (نيمه شب) بر پادار و همچنين قرآن فجر (نماز صبح) را؛ چرا كه قرآن فجر، مورد مشاهده (فرشتگان شب و روز) است.
طبق رواياتي در ذيل آيه شريفه وارد شده است، مقصود از «قرآن الفجر» نماز صبح است و اين روايات را دانشمندان شيعه و اهل تسنن نقل كرده اند.
امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) فرموده اند: منظور از «قرآن الفجر» نماز صبح است.
برخي از نكات اين آيه شريفه:
اهميت و جايگاه ويژه نماز صبح نسبت به ساير نمازها (ان قرآن الفجر كان مشهودا).
مطلوبيت و فضيلت اقامه نماز صبح در اول وقت (طلوع فجر).
نماز صبح در اول فجر، مورد شهود و نظاره ويژه «ملائكه شب و روز» است و هر دو گروه ثواب نماز صبح را مينويسند.
اهتمام به اقامه نماز صبح همراه با جماعت.
احتمال دارد كه ذكر صفت مشهود براي نماز صبح، نوعي تشويق به اين باشد كه شايسته است انجام آن در معرض شهود و ديد همگان باشد.
علامه طباطبايي مي فرمايد: «روايات از طرق عامه و خاصه متفقاً جملي «ان قرآن الفجر كان مشهودا» را تفسير كرده اند به اينكه : نماز صبح را هم ملائكه شب (در موقع مراجعت) و هم ملائكه صبح (در موقع آمدن) مي بينند».
و نيز در بحث روايتي، پس از نقل اخبار در ذيل آيه شريفه مي فرمايد : «تفسير مشهود بودن «قرآن فجر» در روايات شيعه و سني، به اينكه چون ملائكه شب و روز آن را مي بينند، آن قدر در اين دو طايفه بسيار است كه نزديك است به حدّ تواتر برسد و در بعضي از آنها همان طور كه گذشت، شهادت خدا و ديدن مسلمين نيز اضافه شده است».
نماز تنها عبادتي است كه به نام «قرآن» توصيف شده است (قرآن الفجر).
قرآن و تلاوت آن در نماز، محور اصلي است. (قرآن الفجر)
«قرآن الفجر» در آيه عطف است به كلمه «الصلوة» كه تقديرش چنين مي شود: «و اقم قرآن الفجر» كه مراد از آن، نماز صبح است و چون مشتمل بر قرائت قرآن است، آن را «قرآن صبح» خوانده؛ چون روايات همه متفق اند بر اينكه مراد از «قرآن الفجر» همان نماز صبح است.

 

ادامه مطلب فضيلت و اهميت نماز صبح



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳ آبان ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

خُوب، بحث ما پيرامون سرّ اذان و اقامه بود. حالا امشب به ياري خداي عزوجل، ابتدا مي‌خواهيم معناي "الله" و "اكبر" رو خدمت شما مطرح كنيم؛ تا يك مقدار به سرِّ اين اسم مبارك بيشتر نزديك بشيم. و بدانيم كه چه سرّي است كه در نماز، شروعِ نماز ما با تكبير است؛ و در هر فصلي براي رفتن به ركوع و سر برداشتن از ركوع همش تكبير [گفته مي‌شود]؛ و اذان و اقامه ما نيز با تكبير شروع مي‌شود؟حالا ابتدا راجع به الله‌اكبر، اولاً اين‌كه گفته مي‌شود الله اسمي براي ذات است؛ اجازه بدين من اول معناي كلمه اسم رو خدمت شما مطرح بكنم. اسم يعني چي؟


اسم در نزد اهل لغت و اهل معرفت يعني چي؟​ اسم در نزد اهل لغت و اهل معرفت يعني چي؟​اسم در نزد اهل لغت و اهل معرفت يعني چي؟​آقا، مي‌فرمايند اسم در عُرفِ لغت يه معنا دارد و اون يعني لفظي كه دلالتِ بر مسمي مي‌كند. يعني دلالت مي‌كند بر يه شخص يا بر يه چيز. به اين ميگن اسم. مثلاً شما ميگي فرض كن "درخت"، اين اسم دلالت مي‌كند بر اون مسمي. اين معنا در اصطلاح اهل لغت است. اما در نزد اهل معرفت يه معناي ديگري دارد و اون اينه مي‌فرمايند: اصلاً كلمۀ اسم، يعني ذات با يك تَعيُّن خاص. حالا من يه مثال بزنم كه يه مقدار مطلب انشا الله براي همه قابل‌توجه بشود. مثلاً شما مي‌گوييد: كلمه "مِنْبَر". در اصطلاح اهل لغت اين "مِنْبَر" يه لفظي است كه دلالت مي‌كند بر اين مسمي، اين چوب‌ها با اين هيئت خاص. اما گفتيم در نزد اهل معرفت " مِنْبَر" درواقع خود اين ذات است. حالا به كلمه " مِنْبَر" توجه بكنيد، كلمه " مِنْبَر" از مادۀ " نَبر" است. نَبر به معناي اون ارتفاع صوت است. بعد " مِنْبَر" يعني محلي كه درواقع بر آن ارتفاعِ صوت است. شخص مي‌آيد روي اون مي‌نشينه چون بالاتر از بقيه قرار مي‌گيره صداشو مي‌تونه بالا بياره و به همه برساند.


اسم ذات احتياج به اسم ديگر دارد.​ اسم ذات احتياج به اسم ديگر دارد.​اسم ذات احتياج به اسم ديگر دارد.​اسم يعني اين ذات، يعني همين حالتي كه هست. پس بنابراين اون اسمي كه مي‌گيم ذات است؛ خود اين درواقع احتياج به يك اسم ديگر پيدا مي‌كند. يعني شما وقتي مي‌گوييد "مِنْبَر"، لفظ نيست. يعني خود اين هيئت. حالا براي اينكه در ذهن ما اين هيئت تجسم پيدا بكند؛ ما اولاً يه لفظ براش مياريم كه اون لفظ اون وقت يه مفهوم دارد [كه] اون مفهوم دلالت مي‌كند بر اين. بنابراين مي‌فرمايند اين "اسمي" كه در عُرف اهل لغت ميگن، درواقع اسمِ اسمِ اسم است. پس كلمۀ اسم، اينكه مي‌گيم: حالا "الله" اسم است؛ نه! قرضم اين بود كه شما اين معنا رو توجه كنيد.


"الله" يعني خود اون ذات. نه لفظي كه دلالت بر اون ذات مي‌كند.​ "الله" يعني خود اون ذات. نه لفظي كه دلالت بر اون ذات مي‌كند.​پس الله اگر گفته مي‌شود اسم است نه اين‌كه الله يه لفظي است، ال و لام و حمزه و لام و ها (الله) كه اين‌ها دلالت مي‌كند بر اون ذات.نه! بلكه الله خود اون ذات است. عنايت فرموديد؟ بر همين اساس مي‌فرمايند: همون طور كه كنه ذات هرگز شناخته نمي‌شود؛ لفظ شريف الله هم هرگز معنايش را كسي نمي‌تونه بفهمد. دقت كرديد؟! الله يعني خود اون ذات. نه لفظي كه دلالت بر اون ذات مي‌كند. خيلي فرق است.

 

ادامه مطلب اسرار اذان و اقامه استاد سعادتفر



ادامه مطلب...
[ ۱ ]