در برقی اتوماتیک و کرکره
ساخت و نصب کانال پلی یورتان
نمایندگی تفال
خرید اتو بخار
زودپز تفال
مرکز فروش توتون
خرید پیپ
تشك طبى
اسلام
اسلام
نوشته شده در تاريخ ۱ مهر ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

مقدمهروزها همچنان از پي هم مي‌گذرند و دوباره محرم با آن حال و هواي سحرانگيزش از راه مي‌رسد. دوباره عطر خوش حسيني به مشام مي‌رسد و نواي «ياحسين» گوش جان را نوازش مي‌دهد. زمزمه‌اي كه همواره ورد زبان ملت ايران بوده و با نشأت گرفتن از زمزمه‌ها و نام حسين(ع) بود كه توانستند چنان حوادثي را بيافرينند به طوري كه با گذشت زمان هنوز فعل حسيني‌شان در اذهان حك شده باقي مانده است.
امام حسين ( ع ) به همراه 72 تن از ياران صديقش حماسه‌اي خلق كرد كه حتي با يادآوري آن مي‌توان به عظمت اين نهضت حسيني پي برد و براي حركتها و مبارزات ظلم‌ستيزانه بعدي، در طول تاريخ پس از امام(ع) و يارانش الگويي گشت. در باره رويداد عاشورا بسيار گفته و نوشته‏اند. باز هم جاى گفتن و نوشتن باقى است، چرا كه اين رويداد از چنان ابعاد بزرگ و گسترده‏اى برخوردار است كه هر چه بيش‏تر به تحليل و بررسى آن پرداخته شود زواياى نوتر و تازه‏ترى از آن آشكار خواهد شد. عاشورا نه يك حادثه كه يك فرهنگ است، فرهنگى برخاسته از متن اسلام ناب كه نقش حياتى را در استحكام ريشه ها، رويش شاخه ها و رشد بار و برهاى آن ايفا كرده است. عاشورا هيچ گاه در محدوده زمان و جغرافياى خاصى محصور نمانده است، بلكه همواره الهام بخش تشيع در راستاى حركت ها، جنبش ها و قيام هاى راستين شيعه ـ پل بسيارى از نهضتهاى ديگر ـ در برابر كانون هاى ظلم و كفر و نفاق بوده است. قيام عاشورا از سال 61 هجرى تا امروز همچون چشمه‏اى جوشان و خروشان از آب زلال و گواراى خود تشنگان معرفت و حقيقت را سيراب كرده، و الهام‏بخش بسيارى از نهضت‏هاى حقّ عليه باطل بوده است. انقلاب اسلامى، به رهبرى امام خمينى(ره) از عاشورا حسيني الهام گرفت. وصيت نامه سياسي ـ الهي امام خميني(ره) نيز اين مفاهيم را بيان مي‌دارد كه هر كس خود را بيشتر براي ظلم محيا كنيد ، ظالم بيشتر مي‌شود و اگر در برابر ظالم ايستادگي كنيد ظلم از بين مي‌رود. روحانيت شيعه همواره براى حراست از كيان فرهنگ عاشورا، نه فقط آن را در طول اعصار متمادى بازگو كرده است، بلكه حتى به بازسازى آن و پاسدارى از ارزش هاى ناشى از آن پرداخته است. بازسازى مضامين و مفاهيم بلند فرهنگ عاشورا در هر عصر و زمانى به فراخور حال آن زمان، تأثير بسيار شگرف و سازنده اى در راه پيشبرد اهداف مقدسى همچون نشر معارف و فرهنگ اسلام ناب، بر جاى نهاده است. تاريخ شيعه گواه صادق و روشنى از اين بازسازى‏ها است. اين بار نيز آذرخشى ديگر از آسمان كربلا درخشيد كه نور آن مشعل فروزان راه حق طلبان و حقيقت جويان، و ابهت و صلاى آن، در هم كوبنده الحاد و نفاق است. عاشورا رسالت بزرگى را بر دوش همه دينداران به ويژه آگاهان جامعه نهاده است. همگان پس از شناخت ابعاد آن موظف‏اند خود و جامعه خود را با آن مقايسه و از آن درس و عبرت بياموزند، چرا كه زنده بودن تاريخ به ترسيم و تصويب آن و سنجش خودمان با آن است. از اين روى، سخني هر چند كوتاه پيرامون اساسى‏ترين بعد اين حادثه بزرگ است كه در بخشي از آن تحت عنوان « عاشورا در محرم » كه بر گرفته از موضوعات مختلف پيرامون اين حادثه تاريخي خواهد بود بيان مي گردد .
تولد تاريخپنجاه سال از غروب آفتاب آسماني وحي مي‏گذشت و بيش از بيست سال بود كه زمين و زمان از تابش خورشيد قسط و عدالت محروم شده بود، پنجاه سال پيش از اين، پيامبر اسلام(ص) رحلت فرموده بود و در طول اين نيم قرن تنها چهار سال و نه ماه آفتاب عدالت درخشيده بود، ديگر هرچه بود سياهي بود و ستم، ظلم بود و ظلمت، و هرچه عقربه ‌تاريخ پيشتر مي رفت سيطره‌ سياهي و ستم بيشتر مي‏شد و اين سيطره چنان باسرعت پيش مي‏رفت كه ديگر اميد به نور نجاتي نبود، مي‏رفت كه نام قرآن و اسم اسلام نيز به فراموشي سپرده شود و اين، يعني محو حقايق و نابودي انسانيت و به باد دادن تمام زحمات و خدمات پيامبران و اصلاحگران تاريخ؛ به عبارت ديگر تحريف و تدفين تاريخ، تاريخي كه رسولان حق، از آدم تا خاتم به آفرينش آن كمر همت بسته بودند و با تحمل سختيهاي طاقت‏فرسا و با صداقت و صميميت فوق العاده خويش آن را ساخته بودند و چه ميثم‏ها كه در حراست از آن به سر دار نرفته و چه ابوذرها كه به خاطرآن، شكنجه و تبعيد نشده بودند و از همه مهمتر حضرت علي(ع) آن عين عدل و عرفان و انسان كامل در اين راه مقدس شهيد شده و با خون خويش و اين ابرمرد، كسي جز امام حسين(ع) و اين كار سترگ، جز با حماسه بي‏نظير كربلا، نمي‏توانست باشد اين كار با منبر و خطابه يا با نوشتن نامه و رساله تحقق نمي‏يافت، خون خـدا مي‏بايست دين خدا را از نو زنده كند و با شهادت خويش حجاب از چهره‌ اهل تزوير بردارد . حضرت با آگاهي تمام به آخركار وبا شوق واشتياقي وصف ناپذير به ديدار دوست به راه افتاد ورفت كه كربلا راعرش عشق وعاشورا را قيامت قرآن وتولد تاريخ كند كه كرد وحيرت آبادي را بنام كربلا تا ابد زنده وبالنده دربلنداي ابديت پديد آورد كه هنوز هم كه هنوز است جهانخواران وزورمداران وريا كاران تا نام كربلا وعنوان عاشورا را مي شنوند خوابشان آشفته مي شود و كربلا بزرگترين و مهيب‏ترين كابوسي است كه خواب را بر چشم همه يزيديان حرام كرده است .
حسين بن على ( ع )امام سوم شيعيان،شهيد كربلا و خون خدا،كه نهضت عاشورا بر محور فداكارى و جان فشانى آن حضرت شكل گرفت و تاريخ بشرى را سرشار از حماسه و ايثار كرد و درس آزادگى و عزت به انسان داد و با خون خويش كه در كربلا ريخت،درخت اسلام آبيارى شد و امت مسلمان بيدار گشت. سومين امام معصوم، در سوم (يا چهارم) شعبان سال چهارم هجرى در شهر مدينه ديده به جهان گشود. او دومين ثمره پيوند فرخنده حضرت على (ع) و حضرت فاطمه ( س ) دختر پيامبر اسلام (ص) بود. رسول خدا «ص» نام فرزند حضرت زهرا «ع» را «حسين» نهاد.وى مورد علاقه شديد پيامبر خدا «ص» بود و آن حضرت در باره او فرمود: «حسين منى و انا من حسين…»
حسين بن على (ع) مدت شش سال از دوران كودكى خود را در زمان جد بزرگوار خود سپرى كرد و پس از آن حضرت، مدت سى سال در كنار پدرش اميرمومنان حضرت علي (ع) زندگى كرد و در حوادث مهم دوران خلافت ايشان به صورت فعال شركت داشت . پس از شهادت امير مومنان حضرت علي ( ع ) (در سال 40هجرى) امامت به حسن بن على «ع» رسيد ، همچون سربازى مطيع رهبر و مولاى خويش و همراه برادر بود . پس از انعقاد پيمان صلح،با برادرش و بقيه اهل بيت «ع» به مدينه آمدند . مدت ده سال در صحنه سياسى و اجتماعى در كنار برادر بزرگ خود حسن بن على (ع) قرار داشت و پس از شهادت امام حسن(ع) (در سال 50هجرى) بار امامت به دوش سيد الشهدا قرار گرفت در آن دوران ده ساله كه معاويه بر حكومت مسلط بود، امام حسين«ع»همواره يكى از معترضين سرسخت نسبت به سياستهاى معاويه و دستگيريها و قتلهاى او بود و نامه‏هاى متعددى در انتقاد از رويه معاويه در كشتن ياران وفادار به حضرت على «ع» بودند و پيرامون اعمال ناپسند ديگر او نوشت.
در عين حال،حسين بن على «ع» يكى از محورهاى وحدت شيعه و از چهره‏هاى برجسته و شاخصى بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموى از نفوذ شخصيت او بيم داشت . با مرگ معاويه در سال 60 هجرى ، يزيد به والى مدينه نوشت كه از امام حسين«ع»به نفع او بيعت بگيرد . اما سيد الشهدا كه فساد يزيد و بى‏لياقتى او را مى‏دانست، از بيعت امتناع كرد و براى نجات اسلام از بليه سلطه يزيد كه به زوال و محو دين مى‏انجاميد ، راه مبارزه را پيش گرفت.از مدينه به مكه هجرت كرد و در پى نامه نگاريهاى كوفيان و شيعيان عراق با آن حضرت و دعوت براى آمدن به كوفه،آن امام ابتدا مسلم بن عقيل را فرستاد و نامه‏هايى براى شيعيان كوفه و بصره نوشت و با دريافت پاسخ كوفيان در بيعتشان با مسلم بن عقيل،در روز هشتم ذيحجه سال 60 هجرى از مكه به سوى عراق،حركت كرد. پيمان‏شكنى كوفيان و شهادت مسلم بن‏عقيل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سيدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و ياران به سوى كوفه مى‏رفت، پيش از رسيدن به كوفه در سرزمين «كربلا» در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت . تسليم نيروهاى يزيدى نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمين،مظلومانه و تشنه كام، همراه اصحابش به شهادت رسيد،از آن پس،كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه قيام و آزادگى شد و كشته شدن وى،سبب زنده شدن اسلام و بيدار شدن وجدان‏هاى خفته گرديد.
تداوم عاشوراديگر بار، محرم فرا رسيد و دلهاي احرار و آزادگان جهان به سوي حسين‏بن‏علي(ع ) متمايل گشت و چشمانشان به واقعه عاشورا دوخته شد؛ واقعه اي كه 1421 سال از وقوع آن مي گذرد؛ اما هنوز، هر سال در سالگشت وقوع آن، نه تنها مسلمانان و شيعيان، بلكه تمامي آزادگان را به سوي خويش جلب مي كند. آنچه در اولين نظر و مطالعه در واقعه عاشورا به چشم مي خورد و جلب توجه مي نمايد ، انگيزه ماوراي مادي اين جنبش عظيم است. حسين بن علي(ع) از سر آغاز قيام خويش و حركت از مدينه، و حتي قبل از آن، نه تنها به عدم پيروزي مادي خويش آگاه بود؛بلكه ازشهادت خود و اسارت خاندانش اطلاع و بارها،از طريق اخبار غيبي توسط پيامبر اكرم (ص) و علي (ع) از شهادت خويش با خبر گشته بود و اين نكته اي بود كه افراد مختلف نيز در مواقف متعدد ، با او در ميـــان مي گذاشتند؛ اما او همچنان بر هدف خويش كه انجام وظيــفه خطير الهي و احياي دين و سنت نبوي بود ، اصرار مي ورزيد . از سوي ديگر اين انگيزه و نيت خدايي قيام حسين (ع) و اصحابش در لحظه به لحظه اين واقعه به چشم مي‏خورد؛ از سبقت گرفتن اصحابش براي شهادت از يكديگر گرفته تا جان باختن طفل 6 ماهه امام حسين (ع) در راه حق و تا آخرين لحظات حيات امام حسين (ع) كه نه تنها تمام هستي خود را در راه حق ، جانانه واگذار نموده است، بلكه هنوز هم خويشتن را تسليم حق مي داند و زير لب زمزمه مي كند: الهي رضا بقضائك، تسليما لامرك، لا معبود سواك.

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱ مهر ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

اين روز، پر آوازه ترين روزهاى سال و خاطره آميزترين تاريخ بشرى است . دراين روز بزرگ ، پاى مردى ، فداكارى و سربلندى گروه اندكى از انسان هاى به خدا پيوسته و در برابر ده ها هزار مردان جنگى و جنايت پيشه به نمايش ‍ درآمد. اين روز، روز فداكارى امام حسين عليه السلام و ياران باوفاى وى مى باشد و تا ابد به آنان تعلق خواهد داشت . در اين روز، حوادث و رويدادهاى مهمى در سرزمين كربلا به وقوع پيوست كه براى هميشه در تاريخ انسان ها ثبت و درج خواهد ماند.در اين جا به طور گذرا به اهم رويدادهاى روز عاشورا مى پردازيم:
الف - قبل از شهادت امام حسين عليه‌السلام:
1 - تنظيم سپاه:امام حسين عليه السلام پس از نماز صبح ، سپاه خويش را كه متشكل از 32 تن سواره و 40 تن پياده بودند، به سه دسته تقسيم كرد. دسته اول را در بخش ميمنه ، دسته دوم را در بخش ميسره و دسته اى را ميان آن دو قرار داد. فرماندهى بخش ميمنه را به ((زهير بن قين )) و فرماندهى بخش ميسره را به ((حبيب بن مظاهر)) واگذار كرد و خود در وسط دو سپاه مستقر شد و بيرق سپاه را به برادرش عباس بن على عليه السلام معروف به قمر بنى هاشم سپرد و خيمه ها را در پشت سر قرار داد. عمر بن سعد نيز سپاهيان جنايت پيشه خود را به چند گروه تقسيم كرد. وى ، فرماندهى بخش ميمنه را به عمر بن حجاج ، فرماندهى بخش ميسره را به شمر بن ذى الجوشن ، فرماندهى سواره نظام را به عروه بن قيس و فرماندهى پياده نظام را به شبث بن ربعى واگذار كرد. وى بيرق ، ننگين سپاه خود را به غلامش ((دريد)) سپرد. دو سپاه در برابر يك ديگر صف آرايى كرده و براى آغاز نبرد سرنوشت ساز، لحظه شمارى مى كردند.
2 - اندرزهاى پيش از نبردامام حسين عليه السلام براى پيش گيرى از نبرد و خون ريزى نيروهاى دو طرف ، تلاش زيادى به عمل آورد و از هر راه ممكن مى خواست از كشتار مسلمانان جلوگيرى نمايد و خون كسى بر زمين نريزد. ولى دشمن كه مغرور از كثرت سپاه خود و قلت ياران امام عليه السلام بود، به هيچ صراطى مستقيم نبود و به هيچ پيشنهادى پاسخ مثبت و كار ساز نمى داند و خواهان تعيين تكليف از راه نبرد و خون ريزى بود. امام حسين عليه السلام در روز عاشورا، برخى از ياران خود را به نزد سپاه دشمن فرستاد تا با آنان گفت و گو كرده و با بيان حقايق و واقعيت ها، آنان را از شرارت و جنايت منصرف كنند. آن حضرت ، خود نيز بارها براى اندرز سپاه كفر پيشه دشمن ، پا پيش نهاد و با بيان خطبه هايى روشن گر، آنان را به حفظ آرامش و عدم خون ريزى دعوت كرد و از جنگ و مبارزه بازداشت .  ولى جز تعدادى اندك كه از خواب غفلت بيدار شده و حقيقت را دريافتند و به سپاه آن حضرت پيوستند، بقيه آنان در ضلالت و گمراهى خويش باقى مانده و بر آغاز جنگ اصرار مى كردند.
3 - پشيمانى حر بن يزيدحر بن يزيد تميمى كه از فرماندهان جنگاور و دلير عمر بن سعد بود و همو بود كه در وهله نخست ، راه را بر امام حسين عليه السلام بست و او را به اجبار و اكراه به كربلا رهسپار گردانيد گردانيد: وقتى بزرگوارى امام حسين عليه السلام و حقيقت خواهى وى را ملاحظه كرد و از سوى ديگر شاهد نيت هاى پليد عمر بن سعد و لشكريان عبيدالله بن زياد و جنايت ها و ستم كارى هاى آنان بود، از خواب غفلت و دنياطلبى بيدار شد و در خود احساس نگرانى و ندامت نمود و در وى دگرگونى شگفتى به وجود آمد. به طورى كه يكباره سپاه كفر پيشه عمر بن سعد را ترك و به سوى خيمه گاه امام حسين عليه السلام رهسپار شد. حر به نزد امام حسين عليه السلام رفت و از آن حضرت در خواست عفو و بخشش نمود و از كردار و رفتارهاى پيشين خود اظهار پشيمانى كرد. امام حسين عليه السلام با مهربانى تمام حر بن يزيد را پذيرفت و از وى استقبال كرد و با رفتار خود موجب تقويت ايمان حر گرديد.حر براى روشن گرى سپاه دشمن به سوى آنان برگشت و با معرفى خود و چگونگى هدايت يافتنش ، آنان را به راه خير و سعادت و پيوستن به سپاه حقيقت جوى امام حسين عليه السلام دعوت كرد. (دشمنان كه از ملحق شدن حر به امام حسين عليه السلام بسيار نگران و ملتهب شده بودند، وى را سنگباران و تير باران كرده و از نزديك شدنش به نيروهاى خود بازداشتند. حر به ناچار به سوى خيمه گاه امام حسين عليه السلام برگشت . پيوستن حر به سپاه امام حسين عليه السلام و سخنرانى وى براى سپاه عمر بن سعد در دفاع از امام حسين عليه السلام ، براى عمر بن سعد و ديگر جنگ افروزان دشمن بسيار گران و نگران كننده بود و تاثير زيادى در نيروهاى دشمن به وجود آورد.
4 - هجوم سراسرى سپاه دشمن كه از پيوستن حر و چند نفر ديگر به سپاه امام حسين عليه السلام احساس خطر و ريزش نيرو كرده و ادامه اين وضعيت را به زيان خود مى ديد، فرمان حمله را صادر كرد. عمر بن سعد با رها كردن تيرى به سوى سپاهيان امام حسين عليه السلام جنگ را به طور رسمى آغاز و سپاهيان نگون بخت خود را به نبرد و تهاجم ترغيب و تشويق كرد.در اندك مدتى دو سپاه به يكديگر نزديك شده و با ابزارهاى جنگى آن روز به نبرد پرداختند. در اين نبرد، شگفتى تاريخ به وقوع پيوست و معادلات نظامى در هم ريخت ، و آن ، دفاع يك سپاه كمتر از صد نفر كه برخى از آنان را نوجوانان و يا كهن سالان و سالخوردگان تشكيل مى دادند، در برابر يك سپاه چند ده هزار نفرى بود. اين سپاه اندك ، با دلاورى و دليرى تمام از حيثيت و موجوديت خويش و اعتقادات و اصول مذهبى و سياسى خود دفاع و پاسدارى نموده و مغلوب دشمن نشدند. هر يك از ياران امام حسين عليه السلام با ده ها تن از نيروهاى دشمن به نبرد نابرابر و تن به تن پرداخت ولى هيچ گونه سستى و ترديدى در وى ملاحظه نمى شد و اين روحيه بالاى رزمى اعتقادى براى دشمن ، سنگين و كمر شكن بود. ياران امام حسين عليه السلام با سرافرازى ، به شرف شهادت نايل شده و يا با ادامه دلاورى ، دشمن را مستاصل و زمين گير نمودند.تصور دشمن در آغاز بر اين بود كه سپاه كم عده امام حسين عليه السلام در لحظات نخستين هجوم سراسرى ، نابود شده و از هستى ساقط مى شوند و غائله كربلا به راحتى پايان مى پذيرد، ولى پس از درگير شدن با آنان ، تازه فهميدند كه با كوهى استوار از ايمان و عقيده روبرو شدند و از ميان بردن آنان ، كار آسانى نيست .ياران امام حسين عليه السلام از بامداد تا عصر عاشورا نبرد را ادامه داده و تا آخرين قطره هاى خون خود از قيام امام حسين عليه السلام پاسدارى كردند.محدث قمى از محمد بن ابى طالب موسوى روايت كرده است كه در اين نبرد، پنجاه تن از ياران امام حسين عليه السلام به شهادت رسيدند.

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۱ شهريور ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

مقدمه:​طبق فرمايش پيامبر اكرم (صل الله عليه و آله) در خطبه غدير موضوع ولايت حضرت علي عليه السلام بايد تا هنگام رستاخيز نسل به نسل و سينه به سينه منتقل شود. در راستاي انجام اين وظيفه شرعي به بررسي وقايع غصب خلافت و امامت پس از پيامبر (صلي الله عليه و آله) از زبان اميرالمؤمنين علي عليه السلام كه در خطبه "شقشقيه " نهج البلاغه به آن اشاره شده مي پردازيم. سپس بحث هاي روايي و تاريخي را در اين مورد عنوان مينماييم. نكته قابل توجه،تعابير امام علي عليه السلام راجع به غاصبين خلافت و احاديث متواتر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله (به روايت عامه و شيعه) در برتري امام علي عليه السلام نسبت به بقيه اصحاب در علم، قضاوت و حكومت است. به اميد آنكه با مطالعه و تأمل در اين خطبه،نكات مفيدي به دست آورده و توانسته باشيم، گامي در راه روشنگري افكار مسلمانان برداريم.
 من كنت مولا فهذا علي مولا هركسي كه تا الان من مولايش بودم از اين پس علي مولاي اوست
ماجراي غصب خلافت و امامت از زبان اميرالمؤمنين حضرت علي عليه السلام:​امام علي عليه السلام پس از سالها صبر و سكوت (در ماجراي غصب خلافت) موقعيت را براي آشكارسازي برخي حقايق در مورد انحرافي كه در اسلام به واسطه حضور غاصبين در مسند خلافت ايجاد شده بود، مناسب ديدند و در خطبه شقشقيه به شيوايي و به ترتيب به ماجراي خلافت پس از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله پرداخته و مصيبت هايي كه جامعه اسلامي به واسطه غصب خلافت و انحراف از ولايت و امامت راستين به آن دچار شد را تشريح مي فرمايند. مصيبت هايي كه به تعبير امام عليه السلام باعث پيري هر خردسالي مي شود. در سر آغاز بحث،به ماجراي خلافت ابابكر مي پردازيم.

الف:ماجراي خلافت خليفه اول در خطبه شقشقيه:​"آگاه باشد،به خدا سوگند كه فلان (خليفه اول) خلافت را چون جامه اي برتن كرد و نيك مي دانست كه پايگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسياب. سيل ها از من فرو مي ريزد و پرنده را ياراي پرواز به قله رفيع من نيست. پس ميان خود و خلافت پرده اي آويختم و از آن چشم پوشيدم و به ديگر سو گشتم و رخ برتافتم. در انديشه شدم كه با دست شكسته بتازم يا بر آن فضاي ظلماني شكيبايي ورزم، فضايي كه بزرگسالان در آن سالخورده شوند و خردسالان به پيري رسند و مؤمن همچنان رنج كشد تا به لقاي پروردگارش نائل آيد. ديدم،كه شكيبايي در آن حالت خردمندانه تر است و من طريق شكيبايي گزيدم،در حاليكه،همانند كسي بودم كه خاشاك به چشمش رفته و استخوان در گلويش مانده باشد مي ديدم،كه ميراث من به غارت مي رود. تا آن نخستين (خليفه اول) به سراي ديگر شتافت و مسند خلافت را به ديگري واگذاشت." 
سؤالي كه به ذهن مي آيد اين است كه آيا مردم خبر از درياي عميق علم حضرت نداشتند كه ايشان مجبور به ذكر حقايق در مورد خود بشوند؟؟! وقتي به اسناد مورد تأييد سني و شيعه مراجعه مي كنيم ميبينيم كه احاديث بسيار معتبري از زبان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل گرديده است كه علي عليه السلام عالم ترين مردم و در امر قضاوت و حكومت لايق ترين آنان است. اما چه مي شود كه پس از پيامبر تمام اين سخنان فراموش مي شود؟! سؤالي است كه تاريخ از مسلمانان صدر اسلام دارد.

 

مطالعه ي ادامه ويژه نامه غدير



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۱ شهريور ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

داستان عيد غدير و ماجراي اعلام ولايت و جانشيني حضرت علي (ع) پس از پيامبر (ص) در مكاني به نام غدير خم در هنگام بازگشت پيامبر از حجه‌الوداع.عيد غدير از بزرگترين اعياد مسلمانان است كه در روايات بسياري بر ارزش و گراميداشت اين روز تاكيد شده است. عيد غدير خم روز اعلام ولايت اميرالمونين و جانشيني ايشان بعد از پيامبر به عنوان امام و ولي مومنان مي‌باشد. روزي كه خداوند بيان مي‌دارد دين را كامل و نعمت را بر بندگان تمام كرده است. در ادامه مي‌توانيد داستان عيد غدير خم را بخوانيد.


ماجرا و داستان عيد غدير خمحضرت محمد مصطفي (ص) در آخرين سال‌هاي عمر گرانبهاي خود، در سال دهم هجرى، عازم سفر حج‏ شدند. در حالي كه جمعيت زيادي كه از ده هزار تا صد هزار تخمين زده شده‌اند ايشان را همراهي مي‌كردند. در آن ماه امام علي(ع) براي تبليغ اسلام در يمن بود و هنگامي كه از تصميم پيامبر (ص) براي سفر حج آگاه شد، همراه عده‌اي به سمت مكه حركت نمود و پيش از آغاز مناسك، به رسول‌ خدا (ص) پيوست. اعمال حج پايان يافت و پيامبر (ص) همراه مسلمانان مكه را ترك و به طرف مدينه حركت كرد. هنگام بازگشت از حجة الوداع در ۱۸ ذي‌الحجه در راه بازگشت از مكه و در وادى غدير خم (محل جدا شدن راههاى مدينه، مصر و عراق) جبرئيل وحى آورد كه « اى رسول خدا، آن چيزى كه از سوى خدا (درباره على) به تو نازل شده به مردم ابلاغ كن، و اگر چنين نكنى رسالت‏ خداى را ابلاغ نكرده‏‌اى‏».

داستان عيد غدير ، عكس ماجراي غدير خم

پس از نزول اين آيه، پيامبر (ص) دستور توقف كاروان را صادر نمود و گفت آناني كه پيشاپيش حركت مي‌كنند، به محل غدير بازگردند و كساني كه عقب مانده‌اند، به كاروان در غدير خم، ملحق شوند. حضرت در آن وادى فرود آمدند و تمامى مردم را در آن گرماى سوزان برگرد خويش جمع نمودند و پس از اقامه نماز ظهر به ايراد خطبه‌اى طولانى پرداختند. پيامبر در حالي كه دست علي (ع) را بلند نمود تا مردم او را ببينند، فرمود:
«اي مردم، آيا من از خود شما، به ولايت شما سزاوار‌تر نيستم؟» مردم پاسخ دادند: آري،‌اي رسول خدا. حضرت فرمود: «خداوند ولي من است و من ولي مؤمنين‌ام و من به خود شما، به ولايت شما سزاوارترم. پس هر كس كه من مولاي اويم، علي مولاي اوست.» رسول خدا (ص) سه بار اين جمله را تكرار كرد و فرمود: «خداوندا، دوست بدار و سرپرستي كن هر كسي را كه علي را دوست دارد و او را مولاي خود بداند و دشمن بدار هر كسي را كه او را دشمن مي‌دارد و ياري نما هر كسي را كه او را ياري مي‌نمايد و به حال خود رها كن هر كس را كه او را وا مي‌گذارد.» سپس خطاب به مردم فرمود: «حاضران اين پيام را به غايبان برسانند.»

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

اوقات شرعي كليه شهرها و روستاهاي مركزي

ماه رمضان ٩٧

اوقات شرعي كليه شهرها و روستاهاي هرمزگان

ماه رمضان ٩٧

جداول اوقات شرعي شيعي كليه شهرها، روستاها و آباديهاي استان آذربايجان شرقي به تعداد بيش از ۴،۰۰۰ نقطه مختلف بصورت روزانه، ماه جاري، ماه دلخواه، ماه شمسي و قمري و همچنين در مناسبت هاي ويژه مانند ماه مبارك رمضان، تعطيلات عيد نوروز و ... توسط سايت و وبلاگ اذانگو تهيه گرديده است.
فايل جداول اوقات شرعي مذكور قابل دانلود در دو فرمت jpg و pdf و با كيفيت بالا جهت استفاده و پرينت مي باشد.

 

اوقات شرعي كليه شهرها و روستاهاي همدان

ماه رمضان ٩٧



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۹ فروردين ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

از بررسي عهد عتيق و شواهدي كه در اين رابطه وجود دارد، به اين نتيجه مي‌رسيم كه انتساب آن به حضرت موسي عليه‌السلام سخت مورد ترديد است و هرگز نمي‌توان گفت اين همان توراتي است كه متضمن تعاليم حضرت موسي و دستورات آسماني او بوده است. اگر تورات را آن گونه كه اهل كتاب مي‌گويند، حضرت موسي عليه‌السلام جمع‌آوري نموده در پايان عمر خويش به مشايخ بني اسرائيل سپرد تا هر 7 سال يك مرتبه آن را براي همگان بخوانند، اما فساد و تباهي كه پس از آن حضرت و حتي در زمان حيات ايشان در ميان بني‌اسرائيل رواج يافته بود، اين اطمينان به مصونيت تورات از تحريف را از ما سلب نموده است. 




به جملاتي از تورات در اين زمينه توجه كنيد: «تمرد و گردنكشي شما را مي‌دانم، من هنوز زنده‌ام كه فتنه و فساد مي كنيد آن گاه كه بميرم فاسدتر خواهيد شد و از راهي كه نشان و دستور دادم برخواهيد گشت.» ولي بنابر نقل يكي ديگر از كتب عهد عتيق اين هشدار سودي نبخشيد و بني اسرائيل كه دوازده قبيله بودند سركش و متمرد و زناكار و بت‌پرست از آب درآمدند و پسران و دختران خود را براي بتهاي كنعان قرباني كردند. آن گونه كه از كتب عهد قديم به دست مي‌آيد، تورات حضرت موسي براي مدتي به كلي از دسترس مردم خارج بوده و در سال هيجدهم پادشاهي يوشيا كه به تعمير خانه‌ي خدا پرداخته، بتها و قربانگاه‌هاي آنان را ويران نمود، حليقاي كاهن به «يوشيا» خبر داد كه كتاب تورات در خانة خدا پيدا شده و آن را نزد پادشاه فرستاد، پادشاه با شنيدن جملاتي از آن لباس خود را پاره كرد و از اينكه پدرانش به اين كتاب عمل نكرده‌اند سخت متاثر شد. آن گاه دستور داد همة مردم اورشليم در يك جا گرد آمدند و او اين كتاب را بر آنان خواند و آنان را موظف نمود به آن عمل كنند. 





برخي ازكتابهاي قديم به تحريف برخي ديگر اعتراف دارند: در بند 8 كتاب «ارميا» مي‌خوانيم: «چگونه مي‌گوييد ما حكيمانيم و شريعت پروردگار با ماست!! براستي قلم نويسندگان دروغ پرداز آن شريعت را تغيير داده است.» 
در بند 16 از باب 29 كتاب«اشعيا» اين جمله آمده است: «واي از تحريف شما» اين جمله به خوبي نشانگر رواج تحريف در آن زمان است. 
در بند 16 از باب سوم رساله‌ي دوم «پطرس» به تحريف كتاب او در مورد موضوعاتي كه فهم آن برايشان دشوار بوده تصريح شده است. 

 

 

منبع



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۹ فروردين ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

تخريب و جلوگيري از ورود به مساجد:"وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ وَ سَعي‏ في‏ خَرابِها أُولئِكَ ما كانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ"​"كيست ستمكارتر از آن كس كه از بردن نام خدا در مساجد او جلوگيري كرد و سعي در ويراني آنها نمود؟!شايسته نيست آنان جز با ترس و وحشت،وارد اين مكان (كانونهاي عبادت)شوند.بهره آنها در دنيا(فقط)رسوايي است و در آخرت عذاب عظيم الهي!!!"
(سوره بقره،آيه 114)
كفار و مشركان قريش مانع نماز خواندن مسلمانان در مسجدالحرام و اطراف كعبه مي شدند.البته مفهوم آيه،وسيع و گسترده است و به زمان و مكان معيني محدود نمي شود.
همانند ساير آياتي كه در شرايط خاصي نازل گرديده و حكم آن در همه قرون و اعصار ثابت است.بنابراين هركس و هرگروه كه به نوعي در تخريب مساجد الهي بكوشد يا مانع از آن شود كه نام خدا در آنجا برده شود و يا عبادت او در آنجا انجام گيرد،مشمول همان رسوايي و همان عذاب عطيم مذكور در آيه است.
توجه به اين نكته نيز لازم است كه جلوگيري از ورود به مسجد و ذكر نام پروردگار و كوشش در تخريب مسجد،تنها به اين نيست كه ساختمان آن را با بيل و كلنگ ويران كنند،بلكه هر عملي كه نتيجه آن از رونق افتادن مسجد باشد،مشمول همين حكم است،همچنين است آنچه باعث مي شود كه مردم از ياد خدا غافل گردند.

مديريت مساجد از سوي پرهيزگاران:"وَ ما لَهُمْ أَلاَّ يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ ما كانُوا أَوْلِياءَهُ إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ"
"چرا خداوند آنها را مجازات نكند با اينكه از (عبادت موحدان در كنار ) مسجد الحرام جلوگيري مي كنند در حاليكه سرپرست آن نيستند؟!
سرپرست آن فقط پرهيزگارانند؛ولي بيشتر آنها نميدانند."
(سوره انفال،آيه 34)
گرچه اين حكم درباره مسجدالحرام گفته شده است،شامل همه كانونهاي ديني و مساجد و مراكز مذهبي مي شود كه متوليان و متصديان آنها بايد از پاك ترين و پرهيزگارترين و فعال ترين مردم باشند تا اين كانونها را پاك و زنده و مركز تعليم وتربيت و بيداري و آگاهي قرار دهند.
چنانكه در بسياري از كشورهاي اسلامي ديده مي شود،نبايد مشتي افراد زائد،آلوده،خود فروخته و وابسته به حكومت هاي بيگانه،متصدي مساجد و مراكز فرهنگي اسلامي باشند تا اين مراكز را به دكه هاي تجاري و مراكز تخدير افكار و بيگانگي از حق تبديل كنند.

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۵ فروردين ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

بلال حبشي
بِلال بن رباح معروف به بِلال حبشي در بين سال‌هاي ۵۷۸ تا ۵۸۲ ميلادي در مكّه متولّد شد. او برده اميّه پسر خلف بود و پس از اين كه اسلام آورد اميّه او را به شكنجه و آزار گرفت. گفته شده او را بدست كودكان سپردند و آنها او را در درّه‌هاي مكه مي‌گرداندند و او پيوسته مي‌گفت: احد! احد! (خداي يكتا، خداي يكتا)  ابوبكر، بلال را خريد و آزاد كرد. او در سال ۶۲۲ ميلادي، به مدينه هجرت كرد و از آن پس در تمام جنگ‌ها در سپاه اسلام مي‌جنگيد. او در جنگ بدر، ارباب سابقش اميّه پسر خلف را كشت. بلال هم چنين در جنگ احد، خندق، بني مصطلق و تبوك حضور داشت.

در بحار الانوار مجلسي آمده‌است هنگامي كه جبرئيل اذان و اقامه را از سوي خداوند بر محمد نازل كرد، سر محمد در دامان علي بود. جبرئيل اذان و اقامه را گفت. محمد برخاست و فــــرمود:«اي علي، شنيدي؟» علي پاسخ داد:«آري.» پس از آن پيامبر علي را مامور نمود كه به عنوان اولين نفر اذان را به بلال بياموزد

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۵ فروردين ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)
نام : علي ابن ابي طالب

القاب و كنيه : ابوالحسن ؛ ابوتراب ؛ حيدر ؛ اميرالمومنين

پدر : ابوطالب

مادر : فاطمه بنت اسد

منصب : امام اول شيعيان ؛ دومين معصوم از ۱۴ معصوم (ع) ؛ دومين شخصيت اسلام

سال تولد : سيزده رجب سال ۳۰ عام الفيل، تقريبا ۲۳ سال پيش از هجرت پيامبر اسلام (ص)

محل تولد : داخل كعبه، در بيت الله الحرام (كشور عربستان سعودى فعلي(

همسر اصلي ايشان : حضرت فاطمه زهرا (س(

فرزندان شناخته شده : اما حسن(ع) ؛ امام حسين(ع) ؛ حضرت زينب(س) ؛ حضرت عباس (ع) ؛ حضرت ام كلثوم(س)

حضور در جنگ ها : در تمام جنگ ها به جز جنگ تبوك

شروع ولايت : انتصاب در سال دهم هجري؛ در حين بازگشت از حجه الوداع ؛ در مكان غدير خم ؛ اعلام توسط شخص رسول اكرم (ص)

مدت زمان امامت : حدود ۳۰ سال

مدت زمان ولايت : ۴ سال و ۹ ماه

شهادت : سال چهل هجري روز ۲۱ ماه مبارك رمضان، در مسجد كوفه ، توسط ابن ملجم مرادي (يكي از خوارج) با استفاده از شمشير زهرگين در حين سجده

بارگاه و مدفن : نجف اشرف واقع در كشور عراق


تولد حضرت امام علي(ع)

حضرت علي (عليه السلام) بنابر مشهور، روز سيزدهم ماه رجب، سى سال بعد از عام الفيل، در شهر مكه معظّمه، در ميان كعبه الهى ديده به جهان گشود و با نور طلعتش، جهانى تاريك را روشنائى بخشيد.

در اولين مرحله‌اى كه حضرت رسول صلوات الله عليه، قنداقه اين نوزاد مبارك را از مادرش تحويل گرفت، نوزاد با زبان فصيح خواند:

"بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم، قَدْ اَفْلَحَ الْمُؤمِنُونَ الَّذينَ فى صَلوتِهِمْ خاشِعُونَ..." سوره مؤمنون/ آيه 1

به نام خداوندى كه بخشنده و مهربان است، همانا آن مؤمنينى كه در هنگام به جا آوردن نماز، خاشع باشند، رستگار و سعادتمند خواهند بود.

حضرت محمّد (صلّى الله عليه و آله) در مقابل، به او فرمود: يا على! بدان كه مؤمنين به وسيله تو رستگار خواهند شد.

نسبت امام على بن ابى طالب، با سى واسطه همانند رسول گرامى اسلام، به حضرت آدم صلوات الله عليهم مى‌رسد.

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۶ اسفند ۱۳۹۶ توسط مرتضي | نظرات (0)

مسلمانان سراسر دنيا موسيقي ويژه‌اي دارند كه خاص خودشان است، موسيقي كه نامش «اذان»، ترانه‌سرايش «پروردگار جهان» و خواننده و تنظيم‌كننده‌اش «انسان» است.
به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، بيشتر ما لحظه‌هاي افطار و پايان روز را با نوايي ويژه سپري مي‌كنيم. لحظه‌اي كه با يك آواز خاص همراه است. آوازي كه فقط براي خداست.
در ايران اذان را بيشتر در آواز بيات ترك در گوشه روح‌الارواح مي‌خوانده‌اند. البته شور، شهناز و حجاز ابوعطا هم براي خواندن اذان رايج است.
بسياري از آوازخوانان موسيقي ايران مرتبه مؤذني نيز داشته‌اند.
اذاني كه روي صفحه گرامافون ضبط شده است
اذان‌گويي با لحن موسيقي ايراني توسط برخي خوانندگان آواز ايراني در گذشته انجام شده است كه از اين دست مي‌توان به اذان ابوالحسن دماوندي يكي از خوانندگان اواخر قاجاريه و اوايل پهلوي اشاره كرد.
اذان او كه در فواصل بيات ترك است در واقع نخستين نمونه ضبط شده اذان روي صفحات گرامافون است كه در سال 1308 ضبط شده است.
او علاوه بر خواننده بودن، موذن مظفرالدين شاه بوده است.
اذان‌گويي تاج اصفهاني در بيات ترك
اذان‌گويي در بين استادان موسيقي آوازي از سال‌هاي بسيار دور رواج داشته‌است. از آن جمله مي‌توان به سيدحسين عندليب اصفهاني، حاج موذن تفرشي پدر حسين قلي خان نكيسا كه در عهد محمدعلي شاه، موذن مشهوري بود، ابوالحسن دماوندي موذن مظفرالدين شاه، سيدعبدالرحيم اصفهاني، قربان خان قزويني معروف به شاهي و تاج اصفهاني اشاره كرد.
پس از دماوندي حدود 15 سال بعد، تاج اصفهاني خواننده مكتب اصفهان، اذاني را در بيات ترك خواند.

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 



ادامه مطلب...
[ ۱ ][ ۲ ]