در برقی اتوماتیک و کرکره
ساخت و نصب کانال پلی یورتان
نمایندگی تفال در تهران
خرید اتو بخار تفال
زودپز تفال
خرید توتون توتون
تشک طبی
تحقيق درباره ي چيستي عاشورا اسلام
اسلام
نوشته شده در تاريخ ۱ مهر ۱۳۹۷ توسط مرتضي | نظرات (0)

مقدمهروزها همچنان از پي هم مي‌گذرند و دوباره محرم با آن حال و هواي سحرانگيزش از راه مي‌رسد. دوباره عطر خوش حسيني به مشام مي‌رسد و نواي «ياحسين» گوش جان را نوازش مي‌دهد. زمزمه‌اي كه همواره ورد زبان ملت ايران بوده و با نشأت گرفتن از زمزمه‌ها و نام حسين(ع) بود كه توانستند چنان حوادثي را بيافرينند به طوري كه با گذشت زمان هنوز فعل حسيني‌شان در اذهان حك شده باقي مانده است.
امام حسين ( ع ) به همراه 72 تن از ياران صديقش حماسه‌اي خلق كرد كه حتي با يادآوري آن مي‌توان به عظمت اين نهضت حسيني پي برد و براي حركتها و مبارزات ظلم‌ستيزانه بعدي، در طول تاريخ پس از امام(ع) و يارانش الگويي گشت. در باره رويداد عاشورا بسيار گفته و نوشته‏اند. باز هم جاى گفتن و نوشتن باقى است، چرا كه اين رويداد از چنان ابعاد بزرگ و گسترده‏اى برخوردار است كه هر چه بيش‏تر به تحليل و بررسى آن پرداخته شود زواياى نوتر و تازه‏ترى از آن آشكار خواهد شد. عاشورا نه يك حادثه كه يك فرهنگ است، فرهنگى برخاسته از متن اسلام ناب كه نقش حياتى را در استحكام ريشه ها، رويش شاخه ها و رشد بار و برهاى آن ايفا كرده است. عاشورا هيچ گاه در محدوده زمان و جغرافياى خاصى محصور نمانده است، بلكه همواره الهام بخش تشيع در راستاى حركت ها، جنبش ها و قيام هاى راستين شيعه ـ پل بسيارى از نهضتهاى ديگر ـ در برابر كانون هاى ظلم و كفر و نفاق بوده است. قيام عاشورا از سال 61 هجرى تا امروز همچون چشمه‏اى جوشان و خروشان از آب زلال و گواراى خود تشنگان معرفت و حقيقت را سيراب كرده، و الهام‏بخش بسيارى از نهضت‏هاى حقّ عليه باطل بوده است. انقلاب اسلامى، به رهبرى امام خمينى(ره) از عاشورا حسيني الهام گرفت. وصيت نامه سياسي ـ الهي امام خميني(ره) نيز اين مفاهيم را بيان مي‌دارد كه هر كس خود را بيشتر براي ظلم محيا كنيد ، ظالم بيشتر مي‌شود و اگر در برابر ظالم ايستادگي كنيد ظلم از بين مي‌رود. روحانيت شيعه همواره براى حراست از كيان فرهنگ عاشورا، نه فقط آن را در طول اعصار متمادى بازگو كرده است، بلكه حتى به بازسازى آن و پاسدارى از ارزش هاى ناشى از آن پرداخته است. بازسازى مضامين و مفاهيم بلند فرهنگ عاشورا در هر عصر و زمانى به فراخور حال آن زمان، تأثير بسيار شگرف و سازنده اى در راه پيشبرد اهداف مقدسى همچون نشر معارف و فرهنگ اسلام ناب، بر جاى نهاده است. تاريخ شيعه گواه صادق و روشنى از اين بازسازى‏ها است. اين بار نيز آذرخشى ديگر از آسمان كربلا درخشيد كه نور آن مشعل فروزان راه حق طلبان و حقيقت جويان، و ابهت و صلاى آن، در هم كوبنده الحاد و نفاق است. عاشورا رسالت بزرگى را بر دوش همه دينداران به ويژه آگاهان جامعه نهاده است. همگان پس از شناخت ابعاد آن موظف‏اند خود و جامعه خود را با آن مقايسه و از آن درس و عبرت بياموزند، چرا كه زنده بودن تاريخ به ترسيم و تصويب آن و سنجش خودمان با آن است. از اين روى، سخني هر چند كوتاه پيرامون اساسى‏ترين بعد اين حادثه بزرگ است كه در بخشي از آن تحت عنوان « عاشورا در محرم » كه بر گرفته از موضوعات مختلف پيرامون اين حادثه تاريخي خواهد بود بيان مي گردد .
تولد تاريخپنجاه سال از غروب آفتاب آسماني وحي مي‏گذشت و بيش از بيست سال بود كه زمين و زمان از تابش خورشيد قسط و عدالت محروم شده بود، پنجاه سال پيش از اين، پيامبر اسلام(ص) رحلت فرموده بود و در طول اين نيم قرن تنها چهار سال و نه ماه آفتاب عدالت درخشيده بود، ديگر هرچه بود سياهي بود و ستم، ظلم بود و ظلمت، و هرچه عقربه ‌تاريخ پيشتر مي رفت سيطره‌ سياهي و ستم بيشتر مي‏شد و اين سيطره چنان باسرعت پيش مي‏رفت كه ديگر اميد به نور نجاتي نبود، مي‏رفت كه نام قرآن و اسم اسلام نيز به فراموشي سپرده شود و اين، يعني محو حقايق و نابودي انسانيت و به باد دادن تمام زحمات و خدمات پيامبران و اصلاحگران تاريخ؛ به عبارت ديگر تحريف و تدفين تاريخ، تاريخي كه رسولان حق، از آدم تا خاتم به آفرينش آن كمر همت بسته بودند و با تحمل سختيهاي طاقت‏فرسا و با صداقت و صميميت فوق العاده خويش آن را ساخته بودند و چه ميثم‏ها كه در حراست از آن به سر دار نرفته و چه ابوذرها كه به خاطرآن، شكنجه و تبعيد نشده بودند و از همه مهمتر حضرت علي(ع) آن عين عدل و عرفان و انسان كامل در اين راه مقدس شهيد شده و با خون خويش و اين ابرمرد، كسي جز امام حسين(ع) و اين كار سترگ، جز با حماسه بي‏نظير كربلا، نمي‏توانست باشد اين كار با منبر و خطابه يا با نوشتن نامه و رساله تحقق نمي‏يافت، خون خـدا مي‏بايست دين خدا را از نو زنده كند و با شهادت خويش حجاب از چهره‌ اهل تزوير بردارد . حضرت با آگاهي تمام به آخركار وبا شوق واشتياقي وصف ناپذير به ديدار دوست به راه افتاد ورفت كه كربلا راعرش عشق وعاشورا را قيامت قرآن وتولد تاريخ كند كه كرد وحيرت آبادي را بنام كربلا تا ابد زنده وبالنده دربلنداي ابديت پديد آورد كه هنوز هم كه هنوز است جهانخواران وزورمداران وريا كاران تا نام كربلا وعنوان عاشورا را مي شنوند خوابشان آشفته مي شود و كربلا بزرگترين و مهيب‏ترين كابوسي است كه خواب را بر چشم همه يزيديان حرام كرده است .
حسين بن على ( ع )امام سوم شيعيان،شهيد كربلا و خون خدا،كه نهضت عاشورا بر محور فداكارى و جان فشانى آن حضرت شكل گرفت و تاريخ بشرى را سرشار از حماسه و ايثار كرد و درس آزادگى و عزت به انسان داد و با خون خويش كه در كربلا ريخت،درخت اسلام آبيارى شد و امت مسلمان بيدار گشت. سومين امام معصوم، در سوم (يا چهارم) شعبان سال چهارم هجرى در شهر مدينه ديده به جهان گشود. او دومين ثمره پيوند فرخنده حضرت على (ع) و حضرت فاطمه ( س ) دختر پيامبر اسلام (ص) بود. رسول خدا «ص» نام فرزند حضرت زهرا «ع» را «حسين» نهاد.وى مورد علاقه شديد پيامبر خدا «ص» بود و آن حضرت در باره او فرمود: «حسين منى و انا من حسين…»
حسين بن على (ع) مدت شش سال از دوران كودكى خود را در زمان جد بزرگوار خود سپرى كرد و پس از آن حضرت، مدت سى سال در كنار پدرش اميرمومنان حضرت علي (ع) زندگى كرد و در حوادث مهم دوران خلافت ايشان به صورت فعال شركت داشت . پس از شهادت امير مومنان حضرت علي ( ع ) (در سال 40هجرى) امامت به حسن بن على «ع» رسيد ، همچون سربازى مطيع رهبر و مولاى خويش و همراه برادر بود . پس از انعقاد پيمان صلح،با برادرش و بقيه اهل بيت «ع» به مدينه آمدند . مدت ده سال در صحنه سياسى و اجتماعى در كنار برادر بزرگ خود حسن بن على (ع) قرار داشت و پس از شهادت امام حسن(ع) (در سال 50هجرى) بار امامت به دوش سيد الشهدا قرار گرفت در آن دوران ده ساله كه معاويه بر حكومت مسلط بود، امام حسين«ع»همواره يكى از معترضين سرسخت نسبت به سياستهاى معاويه و دستگيريها و قتلهاى او بود و نامه‏هاى متعددى در انتقاد از رويه معاويه در كشتن ياران وفادار به حضرت على «ع» بودند و پيرامون اعمال ناپسند ديگر او نوشت.
در عين حال،حسين بن على «ع» يكى از محورهاى وحدت شيعه و از چهره‏هاى برجسته و شاخصى بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموى از نفوذ شخصيت او بيم داشت . با مرگ معاويه در سال 60 هجرى ، يزيد به والى مدينه نوشت كه از امام حسين«ع»به نفع او بيعت بگيرد . اما سيد الشهدا كه فساد يزيد و بى‏لياقتى او را مى‏دانست، از بيعت امتناع كرد و براى نجات اسلام از بليه سلطه يزيد كه به زوال و محو دين مى‏انجاميد ، راه مبارزه را پيش گرفت.از مدينه به مكه هجرت كرد و در پى نامه نگاريهاى كوفيان و شيعيان عراق با آن حضرت و دعوت براى آمدن به كوفه،آن امام ابتدا مسلم بن عقيل را فرستاد و نامه‏هايى براى شيعيان كوفه و بصره نوشت و با دريافت پاسخ كوفيان در بيعتشان با مسلم بن عقيل،در روز هشتم ذيحجه سال 60 هجرى از مكه به سوى عراق،حركت كرد. پيمان‏شكنى كوفيان و شهادت مسلم بن‏عقيل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سيدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و ياران به سوى كوفه مى‏رفت، پيش از رسيدن به كوفه در سرزمين «كربلا» در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت . تسليم نيروهاى يزيدى نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمين،مظلومانه و تشنه كام، همراه اصحابش به شهادت رسيد،از آن پس،كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه قيام و آزادگى شد و كشته شدن وى،سبب زنده شدن اسلام و بيدار شدن وجدان‏هاى خفته گرديد.
تداوم عاشوراديگر بار، محرم فرا رسيد و دلهاي احرار و آزادگان جهان به سوي حسين‏بن‏علي(ع ) متمايل گشت و چشمانشان به واقعه عاشورا دوخته شد؛ واقعه اي كه 1421 سال از وقوع آن مي گذرد؛ اما هنوز، هر سال در سالگشت وقوع آن، نه تنها مسلمانان و شيعيان، بلكه تمامي آزادگان را به سوي خويش جلب مي كند. آنچه در اولين نظر و مطالعه در واقعه عاشورا به چشم مي خورد و جلب توجه مي نمايد ، انگيزه ماوراي مادي اين جنبش عظيم است. حسين بن علي(ع) از سر آغاز قيام خويش و حركت از مدينه، و حتي قبل از آن، نه تنها به عدم پيروزي مادي خويش آگاه بود؛بلكه ازشهادت خود و اسارت خاندانش اطلاع و بارها،از طريق اخبار غيبي توسط پيامبر اكرم (ص) و علي (ع) از شهادت خويش با خبر گشته بود و اين نكته اي بود كه افراد مختلف نيز در مواقف متعدد ، با او در ميـــان مي گذاشتند؛ اما او همچنان بر هدف خويش كه انجام وظيــفه خطير الهي و احياي دين و سنت نبوي بود ، اصرار مي ورزيد . از سوي ديگر اين انگيزه و نيت خدايي قيام حسين (ع) و اصحابش در لحظه به لحظه اين واقعه به چشم مي‏خورد؛ از سبقت گرفتن اصحابش براي شهادت از يكديگر گرفته تا جان باختن طفل 6 ماهه امام حسين (ع) در راه حق و تا آخرين لحظات حيات امام حسين (ع) كه نه تنها تمام هستي خود را در راه حق ، جانانه واگذار نموده است، بلكه هنوز هم خويشتن را تسليم حق مي داند و زير لب زمزمه مي كند: الهي رضا بقضائك، تسليما لامرك، لا معبود سواك.

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]